افرادی که با بیدقتی پولشان را خرج می کنند و بالاخره فقیر می شوند.
A good name is better than riches آبرو و نام نیک بهتراز ثروت است بقول سعدی: نام نیکو گر بماند زادمی به کزو ماند سرای زرنگار
A good payer is master of another's purse کسی که درمورد بازپرداخت بدهی خود خوش قول و درستکار باشد می تواند هرموقع که لازم شد پول قرض بگیرد.
Early to bed and early to rise makes a man healthy,wealthy and wise سحر خیزی باعث کامیابی است.
He who pays the piper calls the tune کسی که به نوازنده پول می دهد تصمیم می گیرد که چه آهنگی بنوازد.(پول داشته باش رو سبیل شاه نقاره بزن )
Health is better than wealth سلامتی بهترین ثروت است.
If you pay peanuts you get monkeys کارفرمایی که به کارکنانش حقوق کمی بدهد کارکنان خوبی نخواهد داشت.
Money doesn't grow on trees پول علف خرس نیست که راحت بشود آن را بدست آورد.
Money is a good servant but a bad master پول بودنش برایت خدمت می کند اما اگر نباشد و قرضش بگیری آنوقت روزگارت سیاه میشود.
Money is the root of all evil عشق به پول ریشه تمام بدی هاست.
Money isn't everything
چیزهای بسیار زیبایی نیز دراین دنیا وجود دارد همه اش پول نیست.
Money makes money با سرمایه گذاری می شود از پول پول درآورد.
Neither a borrower nor a lender be بهتر است نه قرض بدهی و نه قرض بگیری ( تا راحت باشی )
Pay beforehand was never well served اگر برای خدمتی یا سرویسی اول پولش را بپردازی بعید بنظر می رسد کار خوبی برایت ارائه دهند.
Riches have wings پول و ثروت مانند پرنده بال دارد و اگر دقیق نباشی فورا" می پرد.
The best thing in life are free چیزهای با ارزشی در زندگی وجود دارند که رایگان هستند مانند عشق- دوست - صحت بدن
The rich knows not who is his friend آدم پولدار که باشد دوستان واقعی خود را نخواهد شناخت ( مگسانند گرد شیرینی )
Where there is muck there is brass پول از کارهای پست هم به دست می آید مثل جستجوی زباله ها برای مواد بازیافتنی.
You can't take it with you when you die همه چیز دراین دنیا خواهد ماند خوش بحال آنانکه کم چیزی دارند که بگذارند و بروند.درست مثل مسافری که کوله بارش سبک است.
look after the pennies and the pounds will look after themselves خرد خرد چیز خریدن ثروت آدم را بر باد می دهد باید از پول خردها مواظبت نمود وگرنه اسکناسهای درشت خودشان مواظب خودشان هستند.
آلخاندرو گونزالز اینیاریتو (زاده ۱۵ آگوست ۱۹۶۳) کارگردان مکزیکی و اولین کارگردان مکزیکی نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی است.
دوران کودکی و جوانی وی در شهر مکزیکوسیتی، در محلهای متوسط و در همجواری ناحیهای خطرناک و معروف برای گانگسترهایش، به دنیا آمد. پدر وی بانکدار ثروتمندی بود اما در زمان کودکی وی، پدرش ورشکست شد و همه چیزش را از دست داد. به گفته آلخاندرو، پدرش برای او یک قهرمان محسوب میشد زیرا در آن شرایط سخت، با پشتکار و اعتقاد یک مبارز از خانواده خود پاسداری میکرد.
وی در سال ۱۹۸۴ به عنوان دی جی در ایستگاه رادیویی معروف مکزیکی WFM مشغول به کار شد. او از سال ۱۹۸۸ شروع به ساختن موسیقی برای شش فیلم بلند از جمله (۱۹۸۹) Garra de tigre نمود. او فیلمسازی را تحت آموزههای لودویک مارگولس، کارگردان لهستانی در مین و لوس آنجلس و کارگردانی را زیر نظر جودیت وستون در لوس آنجلس آموخت.
آلجاندره گنزالس ایناریتو آلخاندرو فعالیت هنری خود را با موسیقی آغاز کرد و در ابتدا به عنوان «دی جی» در ایستگاه رادیویی مکزیک به نام WFM فعالیت داشت و بعدها برای چند فیلم بلند نیز موسیقی ساخت. Detrás del dinero اولین فیلم نیمه بلند وی محسوب می شود که برای شرکت televisia ساخته شد و میگوئل بوره در آن به ایفای نقش پرداخت...
حیوانات همیشه دوست داشتنی بوده اند و همانگونه که انسان ها به دنبال جفت مناسب خود برای ازدواج می گردند حیوانات هم همین حس را دارند و آن را دنبال می کنند و برای خود جفت بر می گزینند. در ادامه تصاویری خنده دار و جالبی را برای شما آماده کردیم و به نمایش گذاشتیم که در آن حیوانات را با لباس های شیک عروس و داماد در کنار هم قرار داده اند و به روایتی ازدواج آنها را جشن گرفته اند.
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفتوگو میکردند...
داستان سریال شمعدونی این مجموعه داستان دو خانواده است که عطا و هوشنگ سرپرستی آن را برعهده دارند. عطا فرزندی دارد که برای او بسیار عزیز و دوست داشتنی است اما او کودکی کنجکاو است و بنیان قصه هم بر درگیری عطا با فرزند خود استوار است.
اگر شخصی بخواهد پولی از كسی قرض كند و چیزی گرو بگذارد و قول سود كلانی بدهد؛ اما قصد فریب داشته باشد، مثل فوق را در موردش به كار می برند.
قصه ی آن چنین است: روزی مردی روستایی ناشناس در دكان یك حاجی می رود و از او تقاضای مقداری پول به عنوان قرض می كند. حاجی می گوید: «ای بابا، من كه تو را نمی شناسم چطوری پولم را به تو بدهم؟ آخر یك گرویی، یك چیزی باید بسپاری. »
مرد می گوید: «حاجی، ریشم را گرو می گذارم.» حاجی قبول می كند. مرد روستایی اطراف را نگاه می كند و در نهایت ناراحتی و با دل نگرانی دست می برد و یك تار از موی ریشش را می كند و به حاجی می دهد. حاجی هم تار مو را با نهایت احتیاط در كاغذی می پیچد و كاغذ را در صندوق می گذارد و دو دستی، پول را تقدیم مرد می كند...
احمد مهران فر ،علیرضا خمسه،محسن تنابنده بازیگران سریال پایتخت 4
سریال پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم ، تا به الان در 3 سال متوالی در روزهای عید نوروز پخش شده و امسال برای کمی تنوع در سریال های عیدانه قرار شد تا پایتخت چهاری نباشد . اما بخاطر پر مخاطب بودن این مجموعه تلوزیونی ، قرار بر این شد تا این سریال را با عنوان « پایتخت 4 » در ماه مبارک رمضان در 26 قسمت پخش کنند .
بازیگران اصلی سریال پایتخت 4 خانم ریما رامین فر و خواهران دوقلوی فرقانی به نام نیکا و سارا و همچنین آقایان علیرضا خمسه ، محسن تنابنده و احمد مهران فر در این مجموعه نقش اصلی را در هر سری از سریال پایتخت بازی کرده اند .
البته این بار قطعا کمی موضوعات با سالهای قبل در سری های قبلی سریال فرق اساسی خواهد داشت زیرا 3 سری قبلی سریال پایتخت ، دارای محتوای عیدانه بوده اند و در هر سری تعطیلات عید نوروز را نمایش داده اند اما این بار قرار است تا این سریال در ماه مبارک رمضان پخش شود و قطعا حتی برای لوس نشدن فیلم ؛ موضوع آن را تغییر خواهند داد و محتوای پایتخت 4 کمی حال و هوای رمضانی به خود خواهد گرفت .
عوامل سریال پایتخت 4 عبارتند از:
سرپرست نویسندگان و بازیگردان: محسن تنابنده
نویسنده: خشایار الوند
مدیر تصویربرداری: امیر معقولی
سرپرست گروه کارگردانی و برنامه ریزی: علیرضا نجف زاده
عاغا سر جلسه کنکور بعد این که آب معدنی هارو دادن بغل دستیم بعد چن دقیقه بطری رو برداشت ی تکونی بهش داد بعد خورد شماهم مث من فک میکنید ته نشین شده بوده عایا؟؟
اعترافات طنز
به جون جفتمون اگه دروغ بگم. دیشب دختر عمم(5سالشه)اومده خونمون بدو بدو اومده پیش من بروبر وایساده منو نگا میکنه میگم چیههههه خوووووب؟دس کرده تو کیفش 1تیکه کاغذ در اورده داده من میگه بیا رفتم شماره اون پسره که میاد مهد کودکمون صحنه نمایشو درس میکنه واست گیر اوردم خععععلییییی نانازهههههه میدونم دروغ گفتن کار خیلی بدیه ولی بهش گفتم تو خیلی جیگرو مودبو باهوشییییییی بعدم دستشو زده پشتم میگه غصه نخور من برات 1شوهر خوب پیدا میکنممممممم:) ینی من هنوز نتونستم از جام بلند شم. ینی حرفاش رو قلبم هنو سنگینی میکنه لا مصصصصصصب. من 5سالم مامان بابامو از هم تخشیص نمیدادم….والا به خدااااا هعی…من برم تو افق بازم میدونم که این دس از سر من بر نمیداره ههههعععععیییییی
اعترافات طنز
اغا داشتم از خیابون رد می شدم خوردم به یه نفر هر چی وسایل دستش بود پخش شد رو زمین!برگشت بهم گفت مگه کوری جلو چشاتو نیگا کن ….نمیدونم اما فکر کنم تو فیلما یه جور دیگه بودااااا!!عشخ و عاشخی و اینا……
اعترافات طنز
دیروز ظهر اومدم تو آسایشگاه؛ میبینم یه بوی عجیبی شبیه بوی کلم گندیده میاد… عاقا هر چی دنبال منبع بو گشتم چیزی پیدا نکردم؛ بعدش اومدم دو دقیقه استراحت کنم که دیدم یارو اومده جورابشو جلو درچه کولر آویزون کرده تا خشک بشه!!! ینی فکر کنم وقتی که داشتن عقل و شعور تقسیم میکردن؛ این یارو تو صف دستشویی بوده!! من دیگه چیزی نمیگم؛ قضاوت با خودتون…
یه روز من و داداش کوچیکه(دهه هشتادی) خونه تنها بودیم.داشتیم ناهار میخوردیم یه دفعه عقب نشست دستاشو رو به آسمون بلند کرد گفت: خدایا! ما که سیر شدیم گشنه ها رو (منظورش من بودم) اگه سیر میشن سیر کن اگه نمیشن بنداز تو دریا لااقل ماهی ها سیر شن! فقط نیگاش کردم! باز برگشته میگه اول لقمه تو قورت کن بعد نیگا کن قیافت شبیه بزی که علف تو دهنشه و نمیجوه و فقط زل میزنه،شده! هعععی دنیا... ما بابامون به داش بزرگش میگفت خان داداش،ما به داداش بزرگه میگیم داداش بزرگ،این به من میگه بز!
فک و فامیله ما داریم
فک و فامیله ما داریم
یه معلم داشتیم خیلی باحال بود خودش میگفت خودش هم میخندید،بعد وسط خنده هاش باز میگفت باز بیشتر میخندید و باز وسط خنده هاش میگف و باز بیشتر میخندید این روند تا جایی ادامه پیدا میکرد که دیگه سخت میشد بفهمی چی میگه! بعد ازونجا به بعد چشماشو میبست دیگه چیزی نمیگفت و فقط از روی بالا پایین رفتن شکمش میفهمیدیم هنوز داره میخنده! همه بچه ها هم فقط به خنده هاش میخندیدن! هعععی ما آخرش چی میشیم با این دبیرا...
معلم ما داریم...
فک و فامیله ما داریم
مامانم اومده نمکدون رو بده به دستم بعد تو هوا ولش کرد! منم نتونستم بگیرمش و افتاد روی انگشتای پام. دارم میگم اااااای چرا ولش کردی؟ میگه خب باید میگرفتیش!حالا هم که چیزیت نشده. میگم افتاده رو انگشت پام نگاااااا با یه قیافه حق به جانب میگه از بس انگشت های پات درازه. الکی گردن من ننداز. تو سر راهی بودن من شکی نیست. این چه فک و فامیلیه که من دارم اخه؟؟؟
نجار با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند ، برای فرزندانش قصه گفت ، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند.
نجار، یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد . آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند.موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند.قبل از ورود ، نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد .....
عبارت بالا كنايه از تقسيمي است كه بدون رعايت هيچ قاعده كلي در مال مفت كه بي زحمت به دست آمده باشد معمول و مجري دارند و عبارت مزبور از آن جهت مصطلح شده است كه اگر لوطي چيزي گير بياورد در ميان مي گذارد و بدون هيچ شرط و تشريفاتي همه از آن برخوردار مي شوند.
اگر چه در لغتنامه دهخدا اين عبارت كنايه از: در معرض چپاول و غارت نهادن و به تاراج بردن آمده است ولي به طور كلي لوطي خور كردن و لوطي خور شدن از مصطلحات عمومي است و در ميان وضيع و شريف صورت ضرب المثل پيدا كرده است.
یه سری هم هستن که هی می گن ما استعداد چاقی داریم. آخه چاقی هم شد استعداد؟ چرا استعداد ریاضی نداری مثلا؟
**********جملات کوتاه طنز***********
آیا می دانید مورچه ها چقدر می خوابند؟ منم نمی دانم تا یک نمی دانم دیگر بدرود
**********جملات کوتاه طنز***********
بچه که بودم بابام منو برد استانبول. بعد که بزرگ شدم فهمیدم گولم زده منو برده تبریز؛ تو تاکسی هم آهنگ ابراهیم تاتلیس گذاشته بودن که طبیعی جلوه کنه چند بارم همینطوری رفتیم آمریکا!
جادوگری ده عدد گربه را در داخل یک دایره جادویی، همانطور که در شکل می بینید قرار داد.
جادوگر گربه ها را هیپنوتیزم کرده بود تا زمانی که شما در حال فکر کردن برای پیدا کردن راه حل هستید، از جای خود خارج هیچ حرکتی نکنند.
سوال این است که:با کشیدن سه دایره در داخل دایره جادویی، تمام گربه ها را از هم جدا کنید به طوری که هیچ گربه ای در کنار گربه دیگر نباشد. یعنی دو گربه در فضای مشترک نباشند.
کامبیز دیرباز در این سریال ایفاگر شخصیت میکائیل است، بازیگرانی چون بهنوش طباطبایی، کامران تفتی، کاوه سماک باشی، مجید واشقانی، متین ستوده، مجید مشیری، امیر حمیدزاده، مریم خدارحمی، با حضور علیرضا خمسه و پرویز پورحسینی و… در سریال میکائیل بازی دارند.
داستان سریال میکائیل در خلاصه داستان این مجموعه پلیسی آمده است: رسول دوست عزیز و رفیق قدیمی میکائیل به اشتباه قربانی توطئه اشرار میشود. میکائیل که پلیس سختکوش و پرتلاشی است، برای استقرار نظم و آرامش بیشتر عزم خود را جزم میکند و با تکیه بر حمایت های مردم، دل به دریا می زند و…
اين ضرب المثل در موردي به كار مي رود كه در مجمعي متكلم و گوينده مطلبي را چند بار تكرار كند و يا به صورت ديگر، افرادي كه متدرجاً به آن جمع مي پيوندند هر يك جداگانه از متكلم بخواهند كه مطلب را از سر بگيرد تا همه از آن موضوع آگاهي حاصل كنند در چنين مواردی متكلم و ناطق را به روضه خوان پشم چال تشبيه مي كنند
كه ريشه تاريخي آن به اين شرح آمده است: مطالب آتي الذكر كاملاً مدلل مي دارد كه پشم چال قريه و آبادي بالنسبه معتبري بود و در يكي از مناطق ايران وجود خارجي داشته است ولي متأسفانه تاكنون نگارنده در هيچ يك از فرهنگهاي جغرافيايي ايران از محل و موقع اين آبادي نام و نشاني نيافته است.
اما مطلبي كه وجود خارجي قريه پشم چال را مسلم مي دارد اين است كه به قرار تحقيق در ادوار گذشته در بعضي از روستاهاي جنوب ايران به ويژه منطقه فارس معمول و متداول بود كه در ايام وليالي اعياد و سوگواريهاي مذهبي يك نفر معمم را دعوت مي كردند كه در آن مدت براي آنان روضه بخواند و از اين رهگذر ثوابي ببرند و توشه آخرت را تأمين كنند.
ضمناً وجود آخوند و طلبه روحاني در قراء و قصبات ايران كه ساكنانشان اكثراً عامي و بي سواد بودند سالي چندبار لازم و ضروري به نظر مي رسيد تا به تعاليم و احكام مذهبي آشنايي حاصل كنند، مطهرات و محرمات را بشناسند و به اعمال و آداب نماز و روزه و ساير واجبات و مستحباتي كه در دين اسلام آمده است عمل نمايند.
از طرف ديگر چون وضع و بنيه مالي روستاييان اجازه نمي داد كه يك يا چند نفر بتوانند حقوق روضه خوان را بدون كمك و مساعدت ديگران در تمام سال تعهد نمايند لذا در آن مناطق چنين معمول و متداول بود كه حق الزحمه روضه خوان را همه رعايا و روستاييان مجتمعاً از محصولات خود گندم و جو و انگور و غيره در موقع برداشت محصول مي پرداختند.
پيداست قبول حق الزحمه روضه خوان براي روستاييان اين حق را ايجاد مي كرد كه از مواعظ و گفتار روضه خوان همه يكسان بهره مند شوند نه آنكه افرادي كه زودتر به مجلس روضه خواني آمده اند بشنوند و استفاده كنند اما روستايياني كه به علت گرفتاريهاي روزمره تأخير داشته و ديرتر در آن مجلس حاضر شده اند از آن محروم بمانند. به همين جهات و ملاحظات روضه خوان موظف بود به تعداد نفراتي كه وارد مجلس مي شدند گفتارش را از سر گيرد و به اصطلاح معروف از بسم الله شروع كند.
از آنچه گفته آمد اين نتيجه به دست مي آيد كه به طور قطع و مسلم روضه خواني به اين شكل و صورت خاص در بعضي روستاها به ويژه در جنوب ايران تداول داشت و روضه خوان ناگزير از تكرار مطلب بود چون به اين نحو و كيفيت براي اولين بار در قريه پشم چال يعني همان قريه مجهول المكان- روضه خوانده شده است لذا اصطلاح روضه خوان پشم چال در معاني و مفاهيم استعاره اي به صورت ضرب المثل درآمده است.
سه شنبه 18 دی 1393 ساعت 20:7 |
بازدید : 242 |
نویسنده :
[cb:post_author_name] | ( نظرات )
مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش، در مزرعه شخم می زد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد.
ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی محکم به پشت سر زن زد و او در دم، کشته شد. در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانۀ تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانۀ مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.
کشاورز گفت: «خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می کردم.»
کشیش پرسید: «پس مردها چه می گفتند؟»
کشاورز گفت: «آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه!؟»
یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه میکرد. گدایی از آنجا میگذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه میکنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان میدهد. این سگ روزها برایم شکار میکرد و شبها نگهبان من بود و دزدان را فراری میداد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی میمیرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران پاداش میدهد.
گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب گفت: نان و غذا برای خوردن. گدا گفت: چرا به سگ نمیدهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟
عرب گفت: نانها را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی است. برای سگم هر چه بخواهد گریه میکنم. گدا گفت : خاک بر سر تو! اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است ولی اشک از خون دل
فقط دو راه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی این است که هیچ چیزی معجزه نیست. راه دیگر این است که انگار همه چیز معجزه است .
آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
هيچگاه چيزي را خوب نمي فهمي، مگر اينكه بتواني آن را براي مادربزرگت شرح دهي!
آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
در دنیایی که دیوارها و دروازهها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟ آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
هنگامی که مهمانان سرشناسی به ملاقاتش آمده بودند و همسرش از او خواست لباس رسمی بپوشد : اگر میخواهند مرا ببینند من اینجا هستم . ولی اگر میخواهند لباسهایم را ببینند درب کمد را باز کنید و کت و شلوارهایم را نشانشان دهید آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
به سختي مي توان در بين مغز هاي انديشمند جهان، كسي را يافت كه داراي يك نوع احساس مذهبي مخصوص به خود نباشد؛ اين مذهب با مذهب يك شخص عادي تفاوت دارد.
آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
دشواريهاي بزرگي كه ما با آنها روبرو هستيم، نميتوان با همان ديدگاهي كه آنها را پديد آورده است، از بين برد. آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
دوچیز بیپایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.» آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
انبوهی از آزمایشها نمیتوانند ثابت کنند که من درست گفته ام ، ولی تنها یک آزمایش میتواند ثابت کند که اشتباه گفته ام . آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
اگر کسی احساس کند که هرگز در زندگی دچار اشتباه نشده این بدان معنی است که هرگز به دنبال چیزهای تازه در زندگیش نبوده است آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
هيچ دشواري را نمي توان در همان سطحي كه به وجود آمده از بين برد؛ بايد ياد بگيريم كه نگاهمان را به جهان تغيير دهيم.آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه … واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی … آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
تمامی دانش ما ، در مقایسه با واقعیت ، ابتدایی و کودکانه است. ولی با این حال با ارزش ترین دارایی ما است . آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
آنچه به راستي فراتر از فهم ماست، خودش را به والاترين شكل خرد نمايان ميسازد و درخشانترين زيبايي را دارد.
آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
از دیروز درس بگیرید ، در امروز زندگی کنید و به فردا امیدوار باشید. مهم این است که از پرسیدن باز نایستید . آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
«یک فرد باهوش یک مسئله را حل میکند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری میکند.» آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدهشان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
«نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان میدهم که مشکلات من در این زمینه عظیمتر است.» آلبرت انيشتين
سخنان آلبرت انيشتين
پي بردن به اسرار اتم براي من آسانتر از درك مكنونات [ =نهان داشته هاي ] يك زن است. آلبرت انيشتين
جوانی، كاری به سال و ماه ندارد، مهم این است كه انسان زنده دل و پرنشاط باشد. ممكن است موی شما سفید باشد، اما مانند پسربچه ها بیندیشید. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
اگر عاشق بوده اید كه نیازی به بیان و روشن كردن آن نیست و اگر نبوده اید كه من نمی توانم برایتان بیان كنم. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
كامیابی و پیروزی، بسان كرم شبتاب از دور میدرخشد، ولی از فاصلهی نزدیك نه سوی دارد و نه حرارتی. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
انسان وقتی در مورد موضوعی كه از آن آگاهی دارد سخن بگوید یا بنویسد، می تواند سخن خود را به دیگران بقبولاند و موثر واقع شود. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
به ناراحتی ها (حتی دندان درد) مانند تجربه ی جالبی می نگرم و از اینكه از تجربه ی تازه ای بیخبر نمانده ام، شادمانم. آسمان بالای سر من به هر رنگی باشد، من برای هر گونه سرنوشتی آماده ام.جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
انسان وقتی یك چیزی را با تمام توان بخواهد تلاش می كند و سرانجام آن را به دست می آورد.جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
من از مردمی كه می نشینند و رو به آسمان می كنند و چشمها را در چشم خانه می گردانند و می گویند "خواست خدا چنین بوده است"، در حالی كه یقین دارند چنین نیست، بسیار خشمگین می شوم. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
افتادگی یا گردن نهادن و خشنود بودن و یا هرچه می خواهید نامش را بگذارید، نشانه ی سستی و درماندگی است.جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
زندگی بدون پیشگویی های خود یكنواخت است، مرتب باید خورد و خوابید، وای به روزی كه انسان همه چیز را بداند و هیچ رویداد غیرمنتظره ای روی ندهد. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
وقتی كسی تقدیر را باور داشته باشد، طبیعی است كه می نشیند و می گوید "هرچه خدا بخواهد همان است." جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
انسان هرگز چیزهایی كه مزه اش را نچشیده هوس نمی كند، اما پس از اینكه یكبار مزه ی نعمتی را چشید، آن وقت دیگر محرومیت از آن دشوار است. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
مسافرت و دیدن دنیا خود یك نوع آموختن و پروردن است. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
می خواهم هر ثانیه از زندگیم را خوش باشم و می خواهم وقتی كه خوش هستم بدانم كه خوش هستم. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
افسوس گذشته را خوردن و به امید آینده به سر بردن نادرست است؛ باید از این لحظه بیشترین بهره را برد. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
برخی از افراد زندگی نمی كنند، مسابقه ی دو گذاشته اند، می خواهند به هدفی كه در افق دوردست دارند برسند و در حالی كه نفسشان به شماره افتاده، می دوند و زیبایی های پیرامون خود را نمی بینند. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
زن به هر چه توجه كند و دلبسته باشد، خواه بچه، میكروب، همسر، شعر، كلفت و نوكر، گلكاری، افلاطون، متوازی الاضلاع یا بازی بریج، در هر حال و اساساً به لباس و قر و فر دلبسته است. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
شوخی های بزرگ مهم نیستند، اصل این است كه انسان بتواند از یك موضوع كوچك شاد باشد. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
دنیا پر از شادی است، اگر، هر چه پیش آید انسان بپذیرد. تنها راز كامیابی در این است كه انسان چشم داشت زیادی نداشته باشد. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
وقتی انسان به شخصی، مكانی و یا روش ویژه ای در زندگی عادت كند و ناگهان آن را از دست بدهد، یك جای خالی در دل انسان باقی می گذارد. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
مهمترین ویژگی آدمی، قوه ی تخیل و تصور او است. برای اینكه انسان می تواند خودش را به جای دیگری در نظر بگیرد. این ویژگی، انسان را فهمیده و دلسوز می كند. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
بچه ها باید یاد بگیرند كه هر كاری را با عشق و دلبستگی انجام دهند نه از روی وظیفه شناسی. جین وبستر
سخنان بزرگان دنیا
وقتی كه شما یك دختربچه ی نه ساله ی گرسنه ای را در آبدارخانه بگذارید كه كارها را جلا دهد و یك ظرف نان شیرینی هم كنار دستش باشد و تنهایش بگذارید، چه انتظاری دارید؟ جین وبستر
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی راستگو باش تا استقامت داشته باشی متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی چالاک باش تا هوشیار باشی زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
رفتار کن با دیگران همانطوری که توقع داری که دیگران با تو رفتار کنند زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بر حذر باشید که مبادا نادان ها دنیا را در سیطره قدرت خویش بگیرند و دانایی جرم تلقی شود
زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کار با بد باوران از ارج شخص میکاهد اینان ضد راستی و خشمگینانی هستند که خود محکومند. زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
با قبول دوستی بایستی قبول دشمنی را هم نمود زیرا آیا ممکن است که به دوستی بپیوندیم ولی جانب او را نگیریم و از او پشتیبانی نکنیم ؟ زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بگذارید عشق شما با شجاعت آمیخته باشد . آن کسی که شما را می ترساند با عشقتان مورد حمله قرار دهید زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خدمت به خلق وظیفه نیست بلکه لذتی است زیرا سلامتی و شادمانی شخص را زیاد میکند. (زرتشت)
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یک فرمانروای خوب بر پایه ی قانون راستی باید شهریاری کند و رفاه و امنیت مردم را در نظر داشته باشد زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
حسن بلند پروازي در آن است که انسان را پر جنب و جوش نگه ميدارد، اما اگر اين بلند پروازي باعث گردد که انسان از واقعيت هاي روزمره دور بماند، آن ديگر بلندپروازي نيست بلکه کوته نظري است. زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
آنکس که بر خلاف علم خود سخن میگوید دروغگو است و آن کسی هم که برخلاف جهل خود سخن میگوید دروغگو است زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کسی از بهترین بهره ایزدی یرخوردار خواهد شد که پاک منش باشد
زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
وسوسه های شیطانی مانع از آن است که راه بهتر را آشکار ببینید و برگزینید.
زرتشت
◊◊◊◊◊◊◊◊◊ سخنان قصار زرتشت ◊◊◊◊◊◊◊◊◊
زنندهترين حيواناتي که من تا کنون ديده ام چاپلوسانند، آنها از دوست داشتن سر در نميآورند و فقط تقليد عاشق شدن را ميکنند. زرتشت
با مردها سر و كله زدن به راستی نیازمند تدبیر است. اگر آدم نقطه ی حساس آنها را بیابد، مثل گربه خرخر می كنند و اگر برخلاف میل آنها رفتار كنی چنگ می زنند. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
همه كس آرزو دارد كه به رویدادهای غیر منتظره برخورد كند؛ این در زندگی بشر طبیعی است.
*****سخنان بزرگان دنیا*****
آن روز كه ما زنها حقوق خود را به دست بیاوریم شما مردها باید حسابی مراقب خودتان باشید كه كلاه سرتان نرود. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
من با این فلسفه كه ناامیدی و نكبت و غم، نیروی اخلاقی را تقویت می كند مخالفم. افراد نیكبخت و شادمان هستند كه مهر و محبت می بخشند. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
من زمستان را دوست دارم كه با برف باشد نه با باران. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
چقدر دشت و صحرا پرماجرا است و لذت زندگی درآمیختن با این ماجراها است نه نوشتن آنها در كتاب. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
ناراحتی های بزرگ نیست كه صبر و بردباری نیاز دارد، بلكه این ناراحتی های خرد خرد و جگر سوراخ كن را با تبسم برگزار كردن، به راستی نیازمند روحیه است. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
عیب كار اینجاست كه در دانشكده انتظار دارند آدم همه چیز را بداند. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
گاهی یتیم بودن هم مزایایی دارد. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
بسیار مشكل است كه آدم بخواهد تمام وقت مراقب خود باشد تا آنچه را احساس می كند نگوید. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
خدا آزادی را به كسانی می دهد كه در جستجوی آن هستند. جین وبستر
*****سخنان بزرگان دنیا*****
هیچ چیز مثل نامه نمی تواند اصطلاحات ادبی و استعداد و قدرت تخیل شخص را برساند. جین وبستر
مهران غفوریان زمینه فعالیت : سینما و تلویزیون تولد : ۱۳۵۳ ملیت : ایرانی پیشه : بازیگر، کارگردان و نویسنده
مهران غفوریان (زاده ۱۳۵۳ تهران) بازیگر، کارگردان و نویسنده ایرانی سینما و تلویزیون است.
زندگینامهمهران غفوریان در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد و بزرگ شده تهرانسر و محله دریاست. پدرش تهرانی و مادرش تبریزی است. یک برادر به نام مهدی دارد که از او ۵ سال بزرگتر است و آهنگسازی میکند.
سال ۱۳۷۳ سال وارد دانشگاه شد و در رشته نقاشی به ادامه تحصیل پرداخت.
بازیگری را با مجموعه طنز جنگ ۳۹، داریوش کاردان آغاز کرد. و خیلی زود به جرگه کارگردانان تلویزیونی پیوست. از سال ۱۳۷۶ بود که برنامه گلها را ساخت و پس از آن حرف تو حرف، سپس در برنامه ۱۳۷۷، با مهران مدیری هم بازی شد، سپس این چند نفر را کارگردانی کرد و ساخت که در بین مردم به نام هژیرها معروف شده بود. بعد از آن هم، زیر آسمان شهر را کارگردانی کرد و ساخت که آغازی شد برای پخش هر شب سریالها در تلویزیون.
قسمتی از گفتگو با مهران غفوريان مهران غفوريان يكي از بهترين بازيگران طناز سينما و تلويزيون ايران است. «مجيد دلبندم» و «زير آسمان شهر» از آثار قديمي اوست كه هنوز بعد از سالها در ذهن مخاطب باقي مانده است. چند سالي است كه ديگر از ايشان تجربه بازي و كارگرداني جديدي نديديم اما اكنون حدود 2 سال است كه با آثار سعيد آقاخاني و رامين ناصر نصير در تلويزيون به نقطه اوج خود رسيده است. او حرفهاي جالبي در اين مصاحبه زد كه خواندش خالي از لطف نيست.
خانواده هنري ما خانوادگي در عرصه هنر فعاليت داريم. پدر خدا بيامرزم نقاشي مي كرد . من هم از زمان كودكي به دستياري و شاگردي ايشان پرداختم. بعد از چندين سال كار نقاشي، به حرفه بازيگري علاقه مند شدم و اين علاقه منجر به بازيگري و كارگرداني ام شد. مهدي برادرم هم كارهاي هنري از جمله خوانندگي انجام مي دهد و مادر عزيزم هم خانه داري و آشپزي هنري غير قابل وصف دارد.
خصوصيات شخصي ام من برخلاف شخصيت هايي كه در بازي مي كنم، خيلي جدي ام و در زمان كار با جديت تمام كارهايم را دنبال مي كنم . كساني كه با من كار كرده اند از خصوصيات اخلاقي من با خبر هستند ولي در كل سعي مي كنم هر كاري را در زمان خودش انجام دهم.
راه حل مشكلات مشكلات مردم با صداقت درست مي شود. كسي كه صداقت در زندگي اش وجود نداشته باشد با مشكلات زيادي روبه رو مي شود. اما كسي كه با صداقت زندگي اش را بچرخاند مشكلي در زندگي اش به وجود نخواهد آمد.
شرط نقش براي بازي زماني كه كاري به من پيشنهاد مي شود اولين شرط من براي حضور در آن فبلم يا سريال، فيلم نامه و كارگردان خوب است. اگر اين امكانات فراهم شود با كمال ميل نقش را مي پذيرم و بازي مي كنم.
برخورد با مردم مردم ايران مردمان هنرمندي هستند و هميشه به ما لطف دارند ما را كه در خيابان يا مكان هاي عمومي مي بينند استقبال مي كنند و محبت خودشان را از ما دريغ نمي كنند. آرزو مي كنم كه بتوانم با كارهايي كه انجام مي دهم گوشه اي از محبت هاي مردم را جبران كنم.
فیلم شناسی مهران غفوریان
فیلم های سینمایی
سال
نام فیلم
کارگردان
۱۳۹۳
مجرد ۴۰ ساله
شاهین باباپور
۱۳۹۳
مشعل
رضا عطاران
۱۳۹۲
من کارگرم
علی توحیدپرست
۱۳۹۱
خواستگاری قلابی
راهب قاسمیان
۱۳۹۱
سر پیری معرکه گیری
راهب قاسمیان
۱۳۹۱
جابهجا
علی توکلنیا
۱۳۹۰
نردبان چوبی
فرشاد ارج
۱۳۹۰
شیطان در میزند
ولیالله رهبر
۱۳۸۹
من پلیس نیستم
مهران غفوریان
۱۳۸۹
رفیق فابریک
علیرضا نجفزاده
۱۳۸۹
سه نفر روی خط
خسرو ملکان
۱۳۸۹
پیتزا مخلوط
حسین قاسمی جامی
۱۳۸۸
بیستاره
بهمن گودرزی
۱۳۸۸
شیر و عسل
آرش معیریان
۱۳۸۸
حلقههای ازدواج
شاهین باباپور
۱۳۸۸
میش
مجید صالحی
۱۳۸۸
فوتبالیها
سیامک خواجهوند
۱۳۸۷
پرواز مرغابیها
علی شاهحاتمی
۱۳۸۷
توهم
اکبر منصورفلاح
۱۳۸۵
دختر میلیونر
اکبر خامین
۱۳۸۵
کلاهی برای باران
مسعود نوابی
۱۳۸۵
زن بدلی
مهرداد میرفلاح
۱۳۸۳
انتخاب
تورج منصوری
۱۳۷۷-۱۳۷۸
شارلاتان
آرش معیریان
مجموعههای تلویزیونی
سال
نام مجموعه
کارگردان
توضیحات
۱۳۹۳
در حاشیه
مهران مدیری
شبکه سه ویژه نوروز ۹۴
۱۳۹۳
سیگنال موجود است
مهدی مظلومی
شبکه سه
۱۳۹۳
خاتون
مرتضی آتش زمزم
پخش در رمضان ۹۳ از شبکه اصفهان
۱۳۹۲
روزهای بد، بهدر
سعید آقاخانی
پخش در نوروز ۹۳
۱۳۹۲
شوخی کردم…!
مهران مدیری
۸۰ قسمت
۱۳۹۱
خانه اجارهای (سری دوم)
شاهد احمدلو
۷۵ قسمت
۱۳۹۰
چمدان
خسرو ملکان
پخش در رمضان ۱۳۹۱ از شبکه ۲
۱۳۹۰
خانه اجارهای
رامین ناصرنصیر
۲۰ قسمت
۱۳۹۰
راه در رو
سعید آقاخانی
۱۳۸۸
زنبابا
سعید آقاخانی
پخش در نوروز ۱۳۸۹
۱۳۸۸
عید امسال
سعید آقاخانی
۱۳۸۴
ارث بابام
سیدجواد رضویان
از شبکه سه پخش میشد.
۱۳۸۲
ورود ممنوع ممنوع
مهران غفوریان
از شبکه تهران پخش میشد.
۱۳۸۱
زیر آسمان شهر - سری سوم
مهران غفوریان
۱۳۸۰
زیر آسمان شهر - سری دوم
مهران غفوریان
۱۳۸۰
زیر آسمان شهر
مهران غفوریان
۱۳۸۰
طبقه وسط
مهران غفوریان
۱۳۷۹
گلهای ۷۹
مهران غفوریان
در نوروز ۱۳۸۰ پخش شد.
۱۳۷۹
تماشا ۷۹
قطعات کوتاه طنز که از شبکه ۳ پخش میشد.
۱۳۷۸
شب روباه
همایون اسعدیان
مهران غفوریان تنها در «نسخه تلویزیونی» آن بازی داشت.
فقط با حرکت چشمانتان و حفظ تمرکز لازم، پاسخ را بیابید... 4 کلید داریم که یکی از آنها در بین انبوهی از سیم های برق، به یک لامپ متصل است. آیا می توانید تنها با حرکت چشمانتان، کلید مربوطه را بیابید؟
يک زن روستائي يک سبد تخم مرغ به ميدان مي برد که بفروشد. هنوز هيچ نفروخته بود که پاي اسب يک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بيشتر تخم مرغ ها شکست. اسب سوار از زن روستائي پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.
اسب سوار: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتي؟
زن روستائي: نمي دانم ! ، اما وقتي آنها را دوتا دوتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي پنج تا پنج تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، اما وقتيکه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نمي ماند.
اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ هاي زن روستائي را داد.
سوال: کمترين تعداد تخم مرغي که زن روستائي ميتوانست در سبد داشته باشد چند تا بود؟
****
****
****
****
****
****
****
****
****
****
****
جواب معما:
جواب ۳۰۱ (سيصدو يک) عدد تخم مرغ ميباشد.
زيرا وقتي آنها را دو تا دو تا برميداشته يکي باقي مي مانده ، پس مي فهميم تعداد تخم مرغ ها فرد است.
و وقتي ۷ تا ۷ تا برميداشته هيچي باقي نمي ما نده مي فهميم تعداد تخم مرغ ها مضربي از عدد ۷ (هفت) است.
اگر يکي از کل تخم مرغها برداشته شود حاصل مضربي از اعداد ۲،۳،۴،۵،۶ و چون کوچکترين مضرب مشترک ۲،۳،۴،۵،۶ عدد ۶۰ (شصت) است.
تعداد کل تخم مرغها مضربي از ۶۰ (شصت) به اضافه عدد يک خواهد بود ...
با بررسي اعداد ۲۴۰،۱۸۰،۱۲۰،۶۰ و ۳۰۰ به عدد ۳۰۱ (سيصدو يک) ميرسيم.
به شکل پایین نگاه کنید. می خواهیم خانه های خالی را با فِلِش های در جهت راست و چپ، چنان پرکنیم که هر یک از اعداد، نمایانگر تعداد فلش هایی باشد که در کلِ سطر جدول، به آن عدد اشاره می کند. آیا می توانید جهت این فلش ها را مشخص نمایید؟
مصرف قهوه خطر ابتلا به سرطان رحم را کاهش میدهد پژوهش محققان امپریال کالج لندن نشان میدهد قهوه علاوه بر نشاط زنان میتواند خطر ابتلا به سرطان مخاط رحم را نیز کاهش دهد. محققان با استفاده از اطلاعات 456 هزار زن و بررسی عادات غذایی دو هزار و 800 نفر از آنها که مبتلا به سرطان مخاط رحم بودند، دریافتند زنانی که روزانه حدود چهار فنجان قهوه در روز مصرف میکنند در مقایسه با افرادی که کمتر از یک فنجان قهوه مینوشند، 18 درصد در معرض خطر کمتری برای ابتلا به این سرطان قرار دارند.
البته محققان میگویند به دست آمدن این نتایج دور از انتظار هم نبوده چرا که با یافتههای پژوهشهای قبلی در تطابق است اما مقایسه این پژوهشها با یکدیگر میتواند اطلاعات بیشتری را در اختیار محققان قرار دهد. در این تحقیق، تاثیر 84 ماده غذایی در ابتلا به سرطان مخاط رحم مورد بررسی قرار گرفت که از آن میان، قهوه نسبت به سایر مواد غذایی برتری داشت اما رابطه یاد شده را نمیتوان علت و معلولی دانست بلکه تنها وجود یک رابطه را نشان میدهد.
علاوه بر این، هنوز علت نقش قهوه کاملا مشخص نشده بلکه احتمال میرود که قهوه میزان استروژن بدن را کاهش داده و تعادل هورمونها را تغییر میدهد. در واقع اگر تعادل بین استروژن و پروژسترون بیشتر به سوی استروژن پیش برود، خطر سرطان مخاط رحم افزایش مییابد.
اضافه وزن، قاعدگی پیش از 12 سالگی و یائسگی با تاخیر نیز میتواند از عوامل خطر بروز این سرطان باشد.محققان خاطرنشان کردهاند که نباید از آنتی اکسیدانهای قهوه نیز غافل شد زیرا باعث جلوگیری یا کند شدن آسیب سلولی میشوند. به علاوه به نظر نمیرسد که تاثیر قهوه بر بیماری ذکر شده را بتوان به کافئین موجود در آن نسبت داد چرا که پژوهشها تاثیر سایر خوردنیهای کافئیندار نظیر کاکائو را بر این سرطان مرتبط ندانستهاند. این پژوهش در مجله "Cancer Epidemiology, Biomarkers & Prevention" منتشر شده است. منبع : isna.ir
«پاسکال» در 19 ژوئن 1623، در ناحیه (Auvergn) فرانسه متولد شد و در سن سه سالگی، مادر خود «آنتونیت بگن» را از دست داد. پدرش «اتین پاسکال» قاضی بود و به علوم و ریاضی علاقه داشت. در سال 1631، اتین به همراه فرزندانش به پاریس نقل مکان کرد و با توجه به نبوغ فوقالعاده پسرش، تصمیم به آموزش وی گرفت. شاید مکالمه هاي همیشگی پدر با دانشمندان برجسته علوم هندسه در پاریس از جمله «رابروال»، «مرسن»، «دسارگوس»، «میدورگ»، «گاسندی» و «دسکارتس»، دليل تمایل پاسکال به اين علوم بوده است.
بلز پاسكال در سن یازده سالگی، رساله ای کوتاه درباره اصوات اجسام ارتعاشی نوشت و پدرش در پاسخ به این مسئله، مطالعه ریاضيات را تا سن 15 سالگی برای وی ممنوع کرد تا بلز از مطالعه لاتین و زبان یونانی باز نماند. با وجود این، یک روز اتین متوجه شد که بلز - که در آن زمان 12 سال داشت- با تکه ای زغال بر روی دیوار اثبات كرده كه مجموع زاویه های یک مثلث، برابر با دو زاویه قائمه است. از آن زمان به بعد، پاسکال اجازه مطالعه اقلیدس را داشت.
پاسکال علاقه ویژهای به مطالعه کارهای Desargues داشت و به دنبال مطالعه چنين عقایدي، در سن 16 سالگی، رسالهای در باب مباحث مخروطیبنام (مقالهای درباره مخروطیها) نوشت. بخش بزرگي از این رساله از بین رفته است، ولی نتیجه مهم آن که «قضیه پاسکال» نام دارد، بر جای مانده است.
پاسکال در سن 18 سالگی برای کمک به پدرش در انجام محاسبات خود، یک ماشینحساب مکانیکی ساخت که قادر به محاسبه جمع و تفریق بود و «ماشین حساب پاسکال» یا (Pascaline) نام گرفت. از جمله نمونههای اولیه این ماشین حساب در موزه (Zwinger) در «درسدن» آلمان قرار دارد. اگرچه این ماشینحسابها مقدمه پیدایش مهندسی کامپیوتر بودند، اما از لحاظ تجاری موفقیت چندانی به دست نیاوردند. طی دهه بعدی، پاسکال طرح خود را بهبود بخشيد و بیش از 50 عدد از آنها را ساخت.
نوآوريها در ریاضی علاوه بر دستاوردهای دوران کودکی، پاسکال در بقیه دوران زندگیش نیز بر دانش ریاضی تأثیر گذاشت. وي در سال 1653، رسالهای با نام «در باب مثلثات حساب» نوشت و در آن، یک صورت جدولی راحت برای ضرایب دو جمله ای شرح داد که امروزه «مثلث پاسکال» نامیده میشود. دستاورد مهم پاسکال در ارتباط با فلسفه ریاضی، مربوط به اثر وی با نام «در باب مغهوم هندسه » بود که در ابتدا به عنوان مقدمهای بر کتاب هندسه برای یکی از مدارس معروف به نام «پورترویال» نوشته شده بود. این کار با گذشت بیش از یک قرن از مرگ پاسکال انتشار یافت.
نوآوريها در علوم فیزیکی مطالعات پاسکال در مورد سیالات (هیدرودینامیک و هیدروستاتیک) بر اساس اصول سیالات هیدرولیک بود. اختراعات او در این زمینه شامل فشار هیدرولیک (استفاده از فشار هیدرولیک برای افزایش نیرو) و سرنگ مي باشد. در سال 1646، پاسکال از آزمایشهاي «اوانجلیستا توریسلی» در ارتباط با فشارسنج آگاهی یافت. وی این آزمايشها را با لولهای پر از جیوه تکرار کرد و این لوله را به صورت وارونه درون کاسه ای از جیوه قرار داد. پاسکال این سؤال را مطرح کرد که چه نیرویی، بخشی از جیوه را درون لوله نگهداشته و چه چیزی، فضای بالای جیوه را در لوله پر کرده است. در آن زمان، بيشتر دانشمندان بر این باور بودند که غیر از خلاء، ماده ای نامرئی در آن فضا وجود دارد.
پاسکال با انجام آزمایشهاي دیگری در این زمینه، در سال 1647، «تجربه هاي جدید از خلاء» را نوشت که در آن، قوانین اصلی در مورد میزان تأثیر فشار هوا بر مایعات مختلف عنوان شده بود. در سال 1648، پاسکال مطالعات خود را ادامه داد و در همین راستا، شوهر خواهرش یک بارومتر را به ارتفاعات بالا برد و این نکته به اثبات رسید که سطح جیوه تغییر می کند و پاسکال این آزمایش را با انتقال بارومتر به بالای برج یک کلیسا در پاریس و سپس به پایین آن تکرار کرد. این آزمایشها که سرانجام، منجر به بنیاد نهادن اساس بارومتر شد، در سراسر اروپا با استقبال مردم روبرو گرديد.
در پاسخ به این نقدها که باید چیزی نامرئی در فضای خالیای که پاسکال عنوان کرده، وجود داشته باشد و در پاسخ به «استین نوئل»، یکی از مهمترین نظریه هاي قرن هفده در ارتباط با روش علمی از سوي پاسكال مطرح گرديد : «برای اثبات یک فرضیه، اینکه تمامی موارد مطابق با آن باشند، کافی نیست، اما اگر تنها یک مساله خلاف آن باشد، همان یک مورد برای نقض فرضیه مورد نظر کافی است». تاکید و پافشاری وی در مورد وجود خلاء منجر به اختلاف او با برخی از دانشمندان مطرح زمان از جمله «دسکارتس» شد.
تغییر مذهب با توجه به زندگی پاسکال می توان گفت که بیماری و یانسنگرایی، دو دلیل عمده وي در تغییر مذهب بوده است. پاسکال از حدود سن هجده سالگی به نوعی بیماری عصبی دچار شد که وی را آزار می داد. او در سال 1647، در پی یک حمله عصبی دچار لمسی اندام شد؛ به گونه اي که بدون استفاده از عصا قادر به راه رفتن نبود. بلز همیشه سر درد داشت و از آن پس، مشکل سوزش روده و معده نیز داشت.
در سال 1645، لگن پدر پاسکال دچار آسیب دیدگی شد و تحت مراقبت یک دکتر یانسنگرا قرار گرفت. بلز پس از درمان موفقیتآمیز پدرش، کتابهایی از نویسندگان یانسنگرا به امانت گرفت. در این دوره، پاسکال نوعی «دگرگونی اولیه» را تجربه نمود و طی سالهاي پس از آن شروع به نوشتن درباره مسائل مذهبي کرد. در این زمان، پاسکال احساس دوری از عقاید اولیه مذهبی اش را داشت و طی چند سال، این دوره را که به گفته خودش «دوره زمینی» بود، سپری کرد. پدر پاسکال در سال 1651 از دنیا رفت و در پي آن، بلز اموال پدر را به ارث برد و سرپرست خواهرش «ژاکلین» شد که برخلاف میل برادر، در «پورت- رویال» راهبه شد.
پاسکال پس از فراغت از امور خواهرش، دیگر هم آزاد بود و هم ثروتمند. وی یک خانه باشكوه پر از خدمتكار برای خود تهیه کرد و سوار بر کالسکهای با چهار و یا پنج اسب به پاریس میرفت. او دوران فراغتش را صرف معاشرت با افراد شوخ و خوش صحبت، زنان و قماربازان (گواه کارهای وی در مورد حساب احتمالات است) میکرد. بلز پس از آشنايي با بانوي زيبا و فهميده اي در ناحيه «اوورن»، او را سافوی دشت و صحرا ناميد. وي در همين دوران، کتاب «مکالمه در باب احساسات عاشقانه» را نوشت و به فکر ازدواج افتاد. ژاکلین، بلز را برای لهو و لعبش مورد سرزنش قرار داد و برای تغییر وی دعا کرد.
در تاریخ 23 نوامبر سال 1654، تصادفی روی پل نیلی رخ داد كه خوشبختانه پاسکال و دوستانش در این حادثه صدمه ای ندیدند. بعد از اين حادثه، پاسکال که عقاید و باورهای مذهبی اش جان تازهای گرفته بود، در ماه ژانویه سال 1655 به مدت دو هفته به صومعهای قدیمی در «پورت رویال» رفت. بعد از اين تحولات مذهبی، پاسكال اولین اثر ادبی خود را در مورد مذهب و با عنوان «نامههای ایالتی» نوشت.
انديشه ها متاسفانه پاسکال نتوانست پیش از مرگش، مهمترین کار مذهبي خود به نام «تفکرات» را به پايان برساند. عنوان اولیه اين اثر، «دفاع از مذهب مسیحیت» بود. پس از مرگ پاسكال، دستنوشته هايي از او پيدا شد که بر روی آنها افکار مختلفی به صورت درهم، اما گویا نوشته شده بود. اولین نسخه از این نوشتهها با نام «تفکرات پاسکال در ارتباط با مذهب و سایر موضوعات»، در سال 1670 به صورت کتاب چاپ شد و بلافاصله به اثری ارزشمند تبدیل گرديد.
نگرانی و هراس دوستان پاسکال و اندیشمندان از اینکه این «تفکرات» گسسته به جای پارسايي و دینداری منجر به ایجاد شبهه در دین شود، باعث شد تا آنها قسمتهای مورد شک را حذف کرده و سایر قسمتها را تغییر دهند؛ به نحوی که موجب ناخشنودی شاه و یا کلیسا نشوند. اين كتاب نقطه عطفی در نثر فرانسه به شمار مي رود. ویل دورانت در اثر یازده جلدیش «تاریخ تمدن»، آن را به عنوان بهترین کتاب نثر فرانسه مورد ستایش قرار داد. پاسکال در مجموعه «تفکرات»، چندین تناقض فلسفی را بررسی کرد : بیکرانی و هیچ، ایمان و خرد، درون و ماده، مرگ و زندگی، معنا و پوچی و ... . چنین به نظر میرسد که غیر از جهل، فروتني و گذشت، به نتایج دیگری دست نیافته و با درهم آميختن آنها، شروط پاسکال را ایجاد کرده است.
کارهای پایانی و مرگ بزرگترین دستاورد پاسکال در ارتباط با نبوغ مکانیکی، ایجاد اولین خط اتوبوس برای حمل مسافران در داخل پاریس و در کالسکههایی با چندین صندلی بود. در سال 1662، اوضاع بیماری پاسکال وخیم شد. وي خواستار بستری در بیمارستان بود، اما دکتر معالجش گفت که به دليل وضعيت ناپايدار نمیتوان او را به بیمارستان منتقل کرد. سرانجام پاسكال در تاریخ 18 آگوست سال 1662، در پاریس درگذشت، در حالی که این کلمات را بر زبان داشت : «خدایا هرگز تنهایم نگذار».
بدن پاسکال در گورستان (Saint-Étienne - du -Mont) دفن شد.
میراثپاسکال به افتخار نوآوريهاي علمی، نام «پاسکال» به واحد فشار SI، زبان برنامهنویسی و قانون پاسکال و همچنین به مثلث پاسکال و شروط پاسکال داده شد. مهمترین نوآوري پاسکال در علم ریاضی، «تئوری احتمال» بود. این تئوری که ابتدا در مورد قمار به کار مي رفت، امروزه در علم اقتصاد و به خصوص در علوم آماری بسیار بااهميت است.
پاسکال در زمينه ادبیات نیز از جمله مهمترین نویسندگان دوره کلاسیک فرانسه به شمار مي رود و آثار وی، امروزه به عنوان شاهکار نثر فرانسه در نظر گرفته میشود. فعاليتهاي ادبی پاسکال بیش از همه برای مخالفتش با خردگرایی «رنه دکارت» و تاکید همزمان بر این مطلب بود که فلسفه تجربهگرایی برای تعیین حقایق مهم، ناکافی است. منبع : برگرفته از fa.wikipedia.org