کشکول پورتال جامع شامل خبر، سرگرمی، روانشناسی، زناشویی، مد، دکوراسیون، اشپزی، پزشکی و ....
جاذبه های گردشگری زنجان
سه شنبه 17 بهمن 1393 ساعت 19:20 | بازدید : 109 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شهر زنجان در شمال غرب ایران یکی از شهرهای دیدنی ایران است. این استان با آثار طبیعی همچون غار کتله خور و آثار تاریخی چون گنبد سلطانیه یکی از مناطق دیدنی ایران است.  


از رودهای مهم استان قزل اوزن است که رودی جوشان وخروشان است و از کوه های کردستان سرچشمه گرفته وپس از توقفی در پشت سد منجیل نهایتا وارد دریای خزر می‌گردد. از دیگر رودخانه‌ها زنجانرود، ابهررود، سجاس رود و خرا رود را می‌توان نام برد. همچنین چشمه‌های آب معدنی استان عبارت‌اند از چشمه آبگرم وننق، چشمه آبگرم ابدال، چشمه آبگرم گرماب و چشمه آبگرم حلب انگوران. 

زنجان،جاهای دیدنی زنجان

جاهای دیدنی زنجان

 

قدمت آن متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از میلاد است. مرکز این استان کهنسال در قبل از اسلام زنگان یا زندیگان و به معنای منسوب به کتاب زند نام داشته‌است که پس از استیلای اعراب بنا به ضرورت تلفظ معرب به زنجان تغییر یافته‌است. زنجان از قدیم به سبب قرار گرفتن در حاشیه جاده ابریشم و راه تجاری مسیر هند و چین به اروپا دارای اهمیت خاصی بوده‌است. استان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۷۶ دارای هفت شهرستان به نامهای زنجان-ابهر-خرمدره-خدابنده-ایجرود-طارم و ماهنشان است.


بنای عظیم گنبد سلطانیه که بعد از کلیسای جامع فلورانس و ایاصوفیه در استانبول عظیم‌ترین گنبد تاریخی جهان بشمار می‌آید، از جاهای دیدنی زنجان است. همچنین معبد داش کسن باقی مانده از زمان سلسله ساسانیان نیز از آثار تاریخی این استان است.

 

جاهای دیدنی زنجان،زنجان

جاذبه های گردشگری زنجان

 مکان های دیدنی زنجان،جاهای دیدنی زنجان

جاهای دیدنی زنجان

 جاهای دیدنی زنجان،آثار تاریخی زنجان

آثار تاریخی زنجان

 گنبد سلتانیه،جاهای دیدنی زنجان

جاذبه های گردشگری زنجان

 جاهای دیدنی زنجان،آثار دستی

صنایع دستی زنجان

 صنایع دستی،جاهای دیدنی زنجان

صنایع دستی زنجان

جاهای دیدنی زنجان،آثار تاریخی زنجان 

زنجان

 گنبد سلتانیه،جاهای دیدنی زنجان

آثار تاریخی زنجان

جاهای دیدنی زنجان،غار کتله

غار کتله یکی از جاهای دیدنی زنجان

منبع:

chn.ir
tishineh.com


موضوعات مرتبط: گردشگری , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ضرب المثل هایی درباره مهمان
سه شنبه 13 بهمن 1393 ساعت 16:7 | بازدید : 140 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

مهمان نوازی, ریشه تاریخی ضرب المثل

ایام نوروز و ضرب المثل هایی درباره مهمان

به مهمان همیشگی ، خوشآمد گفته نمی شود .
ضرب المثل آلمانی

 

مهمان هر روزه دزد آشپزخانه است
ضرب المثل اسپانیایی

 

مهمان همیشگی سربار می شود .
ضرب المثل عبری

 

مهمان و ماهی در ظرف سه روز می گندند .
ضرب المثل ایتالیایی

 

برای مهمان یک روزه یک مایل به استقبالش می روند .
ضرب المثل عبری

 

مهمان مثل باران بوده و باران مداوم نیز کسالت بار است .
ضرب المثل عبری

 

چیزهایی را که یک مهمان در عرض یک ساعت می بیند ، صاحب خانه به دشواری در عرض یک سال می بیند .
ضرب المثل آلمانی

 

یک مهمان ، همیشه نباید مهمان باشد.
ضرب المثل رومی

 

مهمان دل آزار مثل نمک برای چشم دردناک است.
ضرب المثل دانمارکی

 

مهمان تنها به خانه شادمان و خوشبخت می آید.
ضرب المثل برمه ای

 

بیرون کردن یک مهمان ، شرم آورتر از نپذیرفتن یک مهمان است .
ضرب المثل رومی

 

هفت روز ، نهایت عمر یک مهمان است .
ضرب المثل برمه ای

 

هفت روز ضیافت بوده و نه روز کشمکش است .
ضرب المثل رومی

 

مهمان دو خانه از گرسنگی می میرد .
ضرب المثل هندی

 

مهمان ناخوانده ، بلا است
ضرب المثل آلمانی

 

سرفه ی مهمان ، به معنای قاشق خواستن است.
ضرب المثل عبری

 

بهتر است که مهمان در اوج احترام ، منزل را ترک کند .
ضرب المثل آلمانی

 

ترک مهمان ، آرامش میزبان را به همراه دارد .
ضرب المثل چینی

منبع:forums.boursy.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , دنیای ضرب المثل , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نخستین ساعت چگونه ساخته شد ؟
سه شنبه 22 بهمن 1393 ساعت 20:24 | بازدید : 52 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

ساعت,ساعت آفتابی,چگونگی ساخت نخستین ساعت جهان نخستین ساعت چگونه ساخته شد ؟
مصریان قدیم ساعتی ساختند که به آن ساعت سایه ای می گفتند. این ساعت به این گونه بود که سایه ی قطعه ای چوب عمودی بر روی یک قطعه چوب افقی می افتد و زمان را با آن اندازه می گرفتند.


ساعت آبی نیز توسط مصریان اختراع شد . این ساعت وسیله ای ساده بود . یک سطل آب که در ته آن سوراخی وجود داشت. آب از سوراخ به آهستگی بیرون می چکید ، پس از مدتی که سطح آب درون سطل پایین می رفت زمان را نشان می داد.


ساعت آفتابی هم خیلی قدیمی است . این ساعت شبیه ساعت های سایه ای بود ولی بسیار از آن ها دقیقتر کار می کرد. ساعت روی دیوار یا پرده ای علامت گذاری می شد و سایه یک عقربه که بطور مایل روی دیوار نصب شده بود بر روی دیوار می افتد و زمان را نشان می دهد.

در سال ۱۴۰۰ میلادی یک نوع ساعت مکانیکی وجود داشت که یک وزنه ، چرخ دنده های آن را به حرکت می آورد. اما این ساعت دقیق نبود و تنها یک عقربه ساعت شمار داشت .
نخستین ساعت آونگی در سال ۱۶۵۸ به بازار آمد. این ساعت خیلی دقیق بود و عقربه ی دقیقه شمار هم داشت.
نخستین ساعت مچی را " پتر هلین " در سال ۱۵۰۴ میلادی ساخت.

منبع : vista.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


10 معیار اشتباه در انتخاب همسر + راه حل
دو شنبه 12 بهمن 1393 ساعت 21:31 | بازدید : 119 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 

انتخاب همسر, در آستانه ازدواج,ملاک‌های ازدواج

با مطالعه این نوشتار وضعیت‌های خطرناک را بشناسید تا هنگام مواجهه با آنها بتوانید معقولانه و منطقی، برای رفع و رجوع آنها گام بردارید.
هر فردی برای ازدواج معیارها و ملاک‌هایی دارد که به گمان خودش منطقی و اصولی است، اما حقیقت این است که حتی منطقی‌ترین ملاک‌های ازدواج هم ممکن است با تصورات اشتباه و باورهای نادرست ترکیب شود و چشم‌ها را روی حقایق ببندد.


البته این احتمال هم وجود دارد که هر جوان مجرد در آستانه ازدواج در موقعیتی قرار گیرد که به اجبار تن به وصلت دهد یا در شرایطی باشد که گمان کند ازدواج تنها راه نجات از موقعیت ناخوشایندش است. با مطالعه این نوشتار وضعیت‌های خطرناک را بشناسید تا هنگام مواجهه با آنها بتوانید معقولانه و منطقی، برای رفع و رجوع آنها گام بردارید.

1 - نداشتن شناخت کافی
می‌گویند «فرد خوبی است و خانواده با اصالتی دارد، اما هنوز مطمئن نیستم»، «در چند بار ملاقاتی که داشتم به نظر می‌آید فرد موجهی است»، «دو به شک هستم نمی‌دانم فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه» و... .


بسیاری از افراد به واسطه ارتباطات کوتاه‌مدت یا بلندمدت دوران آشنایی ممکن است احساس کنند آنچنان که باید و شاید یکدیگر را شناخته و از روحیات و خلقیات هم مطلع شده‌اند و می‌توانند جواب مثبت خود را به خانواده‌ها اعلام کنند، اما براستی شناخت شما کافی است؟ به نظر کارشناسان، ازدواج با یک فرد، ازدواج با کل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست. حال، شناخت‌های چند جلسه خواستگاری یا شناخت‌های کافی‌شاپی، رستورانی و... فقط شناخت‌های کلیشه‌ای غیرجدی هستند که محدود به چند بعد شخصیت فرد می‌شود و دیگر ابعاد اصلی شخصیت وی را پنهان نگه می‌دارد و حقیقت وجود او را افشا نمی‌کند. پس هرگز برای یک ازدواج خوب و موفق، نمی‌توان به شناخت از شخصیت مجازی که عموما تفاوت بسیاری با شخصیت حقیقی دارد، بسنده کرد؛ این نوع آشنایی، پاسخگوی شناخت درست و کامل نیست.
 
راه‌حل :
شناخت همسر آینده به اندازه شناخت خود اهمیت دارد؛ اگر شناخت درست و کاملی از فرد مورد نظرتان ندارید، هرگز برای ازدواج عجله نکنید! فراموش نکنید ازدواج پیوندی مهم است که به شناختی عمیق و دوطرفه افراد از یکدیگر نیازمند است. برای شناخت بیشتر لازم است از افراد با تجربه فامیل کمک بگیرید تا آنان به مدد تجربه و آگاهی‌شان بتوانند تحقیقات گسترده‌ای راجع به این فرد انجام دهند یا آن که با یک روان‌شناس مجرب مشورت کنید و با کمک وی می‌توانید ابعاد شخصیتی فرد مورد نظرتان را بکاوید و از راهنمایی‌های تخصصی و راهکارهای کاربردی پیشنهادی ایشان، برای شناخت بیشتر گزینه انتخابی‌تان قدم بردارید.

2 - ازدواج به امید تغییر
«بسیار یکدنده و لجباز است، اما با مهربانی مطابق میلم می‌شود»، «من می‌توانم او را بروفق مرادم سازم»، «الان به هوای مجردی چنین رفتار می‌کند، دنیای تاهلی حال و هوایش را تغییر می‌دهد» و... .
با فردی مواجه شده‌اید که به نظر آدم جالبی است، بخشی از نیازها و خواسته‌های شما از همسر را برآورده می‌کند، اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست. با وجود این تصمیم دارید دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید؛ با خود می‌اندیشید بعدترها ممکن است همین تفاوت‌ها به جذابیت‌های زندگی شما تبدیل شود یا به این امید که بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف کرده و تغییرش دهید، بر تصمیم ازدواج‌تان راسخ‌تر می‌شوید و پیش می‌روید.

راه‌حل :
می‌خواهید زیر پر و بالش را بگیرید، مرهمی بر مشکلاتش شوید، به او اعتماد به نفس دهید و ترغیبش کنید تا تغییر کند و به راه درست بیاید و... هدف خوب و پسندیده‌ای است، اما باید یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمی‌توانید او را مجبور به تغییر کنید. چه‌بسا بسیاری به امید معجزه تغییر همسر بعد از ازدواج، مشکلات موجود را نادیده گرفته‌اند، اما به فاصله بسیار اندک، پس از ورود به زندگی متوجه این امر شده‌اند که حقیقت زندگی مشترک توفیر دوصدچندان با خیالپردازی پیش از ازدواج دارد. اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه می‌کنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید. یقین داشته باشید اوضاع عوض نخواهد شد، شرایط همسرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.

3 - انتخاب‌های هیجانی و سرخوشانه
جملات یک جوان عاشق را بشنوید: «همون لحظه اول که دیدمش، مهرش به دلم نشست»، «ما با هم تفاهم داریم، می‌دانم خوشبخت می‌شویم»، «من فقط با این دختر‌/ ‌پسر ازدواج می‌کنم و گرنه قید ازدواج را می‌زنم»، «هیچ کس نمی‌تواند مرا از عشقم جدا کند» و... .
اندک نیستند دختران و پسرانی که با یک نگاه یا یک آشنایی کوتاه‌مدت، یک دل نه صد دل عاشق و شیدای هم شده‌ و به گمان آن که نیمه گمشده‌شان را پیدا کرده‌اند، بدون توجه به معیارهای اساسی و حتی با وجود مخالفت خانواده‌هایشان تصمیم به ازدواج گرفته و بر سر سفره عقد نشسته‌اند؛ اما بعد از گذشت اندک زمانی و گاه حتی تا زیر یک سقف نرفته از انتخابشان پشیمان شده و کاسه چه کنم، چه کنم به دست گرفته‌اند.اگر شما هم در چنین شرایطی، فقط به حکم عاشقی و علاقه‌مندی بسیار به فرد مقابلتان تصمیم به ازدواج گرفته‌اید، دست نگه دارید! بی‌شک شما تحت تاثیر هیجاناتتان جوگیر شده‌اید. بی‌تعارف باید بگوییم عشق آتشین چشم و گوشتان را کور و کر کرده است!

راه‌حل :
مواظب هیجانات زودگذر و موقت‌تان باشید؛ هیجانات مثبت یا منفی، مولفه‌ای هستند که می‌توانند شما را در انتخاب همسفر زندگی‌تان دچار اشتباه کنند. برای رفع این حالت و فروکش کردن احساسات تند و تیزتان، توصیه می‌کنیم اندکی صبر و خویشتنداری کنید. به خود بقبولانید در جاده زندگی به واسطه احساساتتان تخت گاز حرکت می‌کنید و هر لحظه امکان برخورد به مانع و تصادف دارید، سعی کنید ترمز احساساتتان را بکشید تا از میزان سرعت‌تان بکاهید. با کاهش سرعت می‌توانید عقل خفته‌تان را بیدار کنید، منطق‌تان را به کار گیرید، با آرامش خاطر و چشمان باز حرکت کنید و با بصیرتی روشن هر آنچه را دور و برتان هست، نظاره کرده و رصد کنید. مجددا راجع به تصمیم به ازدواج‌تان و گزینه انتخابی‌تان تفکر کنید، دوباره آن را ارزیابی کنید و زیر سوال ببرید، چه‌بسا بسیار مشاهده شده اغلب انتخاب‌های هیجانی بعد از مدتی از چشم می‌افتند و مانند گذشته جلوه‌گری و طنازی نمی‌کنند.

4 - امان از چشم و هم‌چشمی
«از دخترخاله‌ات یاد بگیر، شوهری پیدا کرد که بیا و ببین!»، «پسرعمه‌ات چه دختر زیبارویی را به همسری انتخاب کرده است!»، «همه توانستند ازدواج کنند الا تو یکی» و... صحبت‌های این چنینی در بسیاری از خانواده‌هایی که جوانان هم‌سن و سال دارند که اتفاقا همگی‌شان هم دم‌بخت هستند، بسیار شنیده می‌شود.
اگر شما هم در چنین شرایطی هستید؛ از هر کسی که سراغ‌تان می‌آید حرف و حدیث می‌شنوید، تحت فشار هستید و احساس اجبار به ازدواج می‌کنید، خانواده‌تان شما را لای منگنه گذاشته و اصرار به ازدواج سریع‌تر شما دارند، اگر به دنبال برترین انتخاب‌ها هستید یا این که نقشه می‌کشید چگونه و چطور می‌توانید از دیگران رویی کم کنید تا بیایند و ببینند و... باید بگوییم اینجا چراغ قرمز است، لطفا ایست کنید، حرکت شما جایز نیست، حتما جریمه خواهید شد! میل شدید به جبران کردن و خودی نشان دادن، کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواج یا مقایسه دائم گزینه انتخابی خود با مورد ازدواج دیگران و... به عنوان نشانه‌های خطر در انتخاب محسوب می‌شوند که می‌توانند مسیر زندگی‌تان را در سرابی پیش ببرند که هرگز آبی گوارا و قابل نوشیدنی یافت نخواهد شد.

راه‌حل :
حسادت برانگیخته شده‌تان را بپذیرید؛ شما در حال حاضر برحسب این حس‌تان فکر و رفتار می‌کنید. عموما انتخاب بر مبنای حسادت، فارغ از عقل و منطق بوده و بسیار تحت تاثیر کوته‌نگری‌ها و ساده‌اندیشی‌هاست که عاقبتی جز یاس و پشیمانی به ارمغان نمی‌آورد؛ بنابراین در این شرایط، عقل سلیم حکم می‌کند از هر اقدامی در زمینه ازدواج صرف‌نظر کنید، چون ضریب خطا در این نوع انتخاب‌ها تا حد زیادی بسیار بالاست. به جای تفکر به ازدواج، به درون خودتان بیندیشید؛ حسادتتان را ریشه‌یابی کنید، عوامل ایجادکننده و تداوم‌دهنده آن را بشناسید، راهکارهای مقابله با آن را یاد بگیرید و در نهایت خود را ملزم و موظف به تمرین کنید تا با اراده‌ای قوی و برای خوشبختی‌ای که لایق آن هستید به جنگ این حس مخرب بروید. زمانی که عاری و تهی از حسادت شدید و به مرتبه‌ای رسیدید که به خاطر خود، علایق و خواسته‌هایتان خواهان ازدواج باشید، وقت آن است که آستین‌هایتان را بالا بزنید و برای انتخاب همسر ایده‌آل‌تان قدم بردارید.

5 - عجله همیشه‌کار شیطان است
«دوست دارم سریع‌تر تکلیفم مشخص شود»، «حوصله کش‌دادن ماجرا را ندارم»، «از فس‌فس کردن خوشم نمی‌آید، یک‌بار آره یا نه را می‌گویم و خلاص»، «خانواده عروس‌/‌ داماد عجله دارند تا سریع‌تر جواب را بدانند»، «مادر و پدرم عجله دارند» و... .
انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیم‌گیری از نوع از سر بازکنی است. انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بی‌هدف و بی‌سازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضرب‌العجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبران‌ناپذیر مواجه شود. هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بی‌گمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است. حال در انتخابی به بزرگی انتخاب شریک و همسفر یک عمر زندگی، حساسیت و اهمیت آن دو صدچندان می‌شود.

راه‌حل :
برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید. سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیب‌کننده به آن، مبارزه کنید. این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاق‌تان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش می‌دهم، نباید عجله کنم.» ترس و واهمه را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. از این که ممکن است فرد دلخواهتان را از دست بدهید نهراسید، بدانید آن که روزی شماست، مال شما خواهد بود و نه هیچ کس دیگر. با اطمینان تمام بپذیرید، عجله کار شیطان است، به خودتان و فرد مقابل‌تان فرصت شناخت بدهید، گاه با عجول بودن فقط چاه زندگی‌تان را می‌کنید و در قعری فرود می‌روید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد. با اطرافیان یا کسانی که احساس می‌کنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهی‌تان کنند. به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجله‌ای برای گفتن جواب ندارید.

6 - یا نصیب و یا قسمت
«باید استخاره کنیم»، «جواب استخاره، جواب ماست»، «قسمت هر چی باشه همون می‌شه»، «با قسمت نمی‌شه جنگید»، «ببینیم قسمت تا چی باشه»، «یا نصیب و یا قسمت» و... این عبارات برای همگی ما آشناست!
وقتی بحث داغ خواستگاری و ازدواج می‌شود، استفاده از این عبارات از دهانمان نمی‌افتد؛ به حقیقت یک باور یا بر حسب عادت، پشت بند هر حرف و حدیثی که راجع به ازدواج بیان می‌شود بی‌درنگ یکی از این عبارات را به کار می‌گیریم؛ آنچنان که گویی خودمان هم باورمان می‌شود همه چیز از دست ما خارج است و هر آنچه تقدیر و مقدر باشد، چه ما بخواهیم چه نخواهیم، اتفاق خواهد افتاد. اعتقاد راسخ بر این باور اشتباه که ازدواج تمام و کمال منوط به قسمت است، گاه به اهمال و سست کاری ما منجر می‌شود تا به همین دلیل، دور تحقیق و مشورت را خط قرمزی بکشیم و در کمال ناباوری، عاقبت مهمترین انتخاب زندگی‌مان را به گردن قسمت بیندازیم و به «هرچه باداباد» و «هر چه پیش آید، خوش آید» تن دهیم. انتخاب بر این حسب، بزرگ‌ترین اشتباه ممکنی است که فرد، خود یا به اجبار و اصرار خانواده به آن متوسل می‌شود؛ پیروی از این باور خیانتی بیش نیست و ظلمی به خود یا دیگری است که احتمال دارد تاوانی به اندازه یک عمر زندگی پرعذاب به همراه داشته باشد.

راه‌حل :
یادتان باشد اراده خداوند در طول اراده ماست، خداوندگار روزگار بر همه چیز قادر و تواناست، اما با این حال، او به ما عقل و قدرت انتخاب داده تا با توسل به آنها، برای سعادت و خوشبختی خود برترین‌ها و مناسب‌ترین‌ها را گزینش کنیم. پس هوشیار باشید؛ ازدواج تقدیر یا سرنوشت از پیش تعیین شده نیست، یقین داشته باشید این شمایید که سعادت یا شقاوت زندگی‌تان را انتخاب می‌کنید.
صرفا با توجه به کلیات یا احیانا با اتکا به این اندیشه خام که بالاخره در زندگی مشترک راهتان را پیدا خواهید کردید، پیش نروید. خوب تحقیق کنید؛ تا آنجایی که برایتان مقدور است ذره‌بین به دست بگیرید و مورد انتخابی‌تان را رصد کنید و بکاوید و به قول معروف، مو را از ماست بیرون بکشید؛ اجازه ندهید هیچ چیز از نگاه‌تان دور بماند از هر کسی که می‌توانید و می‌دانید خبری دارد پرسش کنید، از شخصیت، روحیات، اخلاقیات، خانواده، فرهنگ و... فرد مورد نظرتان کسب اطلاعات کنید.


از سوی دیگر، به جای «یا نصیب و یا قسمت گفتن» از عاقلان و مصلحان مشورت بگیرید. با افراد با تجربه و خیرخواه و عاقل مشورت کنید فرد مورد نظرتان را تشریح کنید، نظرات آنها را بشنوید، کم و کاستی‌ها را بررسی کنید، توانمندی مقابله و مواجهه خود با مسائل را محک بزنید و... آن گاه به طور قطع خواهید توانست با ادله‌های صحیح و منطقی، صحت انتخاب‌تان را تائید یا رد صلاحیت کنید.

7 - احساس تنهایی
«من آدم تنهایی هستم، نیاز به یک همدم دارم»، «ازدواج تو را از تنهایی بیرون می‌آورد»، «تنهایی امانم را بریده، اگر کسی پیدا شود، زندگیم کن‌فیکون می‌شود» و... .
احساس تنهایی شدید، بسیار ساده‌تر از آنچه که فکرش را کنید، می‌تواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطه‌ور شود، احساس یاس و تاسف بی‌قرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا می‌کند. فقط کافی است سری به مجلات و روزنامه بزنید و حوادث آن را ورق بزنید بی‌شک با موارد بسیاری برخورد خواهید کرد که چگونه افرادی به خاطر فرار از تنهایی در دام شیاطین گرفتار شده‌اند. قصه تکراری اکثریت قریب به اتفاق این افراد، جوان تنهایی است که به طلب رویای رهایی از دست غول تنهایی و نجات از غم و غصه، دل به غریبه‌ای سپرده و تا ناکجاآباد پیش رفته است.

راه‌حل :
در اولین گام، سعی کنید خود را از دام تنهایی برهانید. اگر فکر می‌کنید ازدواج راهی برای حل این مساله است، کاملا در اشتباهید! به جای اندیشه به ازدواج، بهتر است با دوستان و آشنایانتان رفت و آمد کنید، در کلاس‌های هنری و ورزشی ثبت‌نام کنید، خود را هدفمند سازید و برای آینده‌تان برنامه‌ریزی کنید و... بی‌شک بعد از این که از عمق تنهایی‌تان کم کردید، می‌توانید برای زندگی‌تان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.

8 - ظواهر فریبنده و دلربا
«پزشک حاذقی است»، «فرد بسیار پولدار و زیبایی است»، «اندام فوق‌العاده خوبی دارد»، «بسیار خوش مشرب و بذله‌گوست» و... . چشم دوختن به ظواهر افراد، اشتباه دیگری در انتخاب همسر است. گاه خواسته یا ناخواسته جذب افرادی می‌شویم که به دلیل موقعیت شغلی‌شان برجسته‌اند، در جایگاه قدرت ویژه‌ای قرار دارند، از جذابیت ظاهری محسورکننده‌ای برخوردارند، روابط اجتماعی بالایی دارند و در نزد دیگران محبوب هستند و... ویژگی‌های برجسته و برتر برخی افراد باعث می‌شود آنان مورد مناسبی برای ازدواج به نظر آیند تا آنجایی که هر کسی متمایل به ازدواج با آنها باشد، اما حقیقت این است که هر کسی باید با شخصی ازدواج کند که برای زندگی با او مناسب است. تناسب در ازدواج امری مهم بوده و بر هر تمایل و گرایشی ارجحیت دارد. هر فردی برای تجربه خوشبختی باید در آرزوی ازدواج با کسی در حد و اندازه خودش باشد.

راه‌حل :
اگر در شرایطی قرار گرفته‌اید که تصور می‌کنید حواشی شخصیت فرد انتخابی‌تان شما را مغلوب خود کرده، بهتر است اندکی صبر کنید و سریعا پای سفره عقد نروید. ابتدا سعی کنید فرد مورد نظرتان را تهی از برتری‌ها و موقعیت خاصش (زیبایی، شغل پردرآمد، پرستیژ، موقعیت اجتماعی و...) تصور کنید، سپس به این سوالات پاسخ دهید: آیا همچنان او را فرد قابل قبولی می‌دانید یا نه؟ آیا حاضرید به او بله بگویید و به عنوان همسر انتخابش کنید؟ این فردغیر از این شرایط خاصش، چه خصوصیات ویژه دیگری دارد که شما مجذوب آن شده‌اید؟ آیا واقعا او را به خاطر خودش می‌خواهید یا شرایط استثنایی‌اش؟ اگر او را همراه شرایط ویژه‌اش بپذیرید و با او ازدواج کنید، اما بازی روزگار برتری فعلیش را از او بگیرد آیا باز حاضرید زندگی‌تان را با او ادامه دهید؟ و... .
اگر در پاسخ به این سوالات دچار مشکل شدید حتما در انتخابتان تجدیدنظر کنید، بی‌تردید بپذیرید این شخص آن فردی نیست که شما می‌خواهید و می‌توانید در کنارش آرامش پیدا کنید و خوشبخت باشید.

9 - هر چه زودتر، بهتر
«دیگه داری پیر می‌شی، کی می‌خوای ازدواج کنی؟»، «همسن و سالای تو الان بچه دارن ولی تو هنوز اندر خم اولین کوچه‌ای!»، «زودتر ازدواج کنی، موفق‌تری» و... .
سن ازدواج وابستگی تام به فرهنگ و آداب و رسوم هر خانواده و قومیتی دارد، اما با این حال بسیاری از کارشناسان، ازدواج در سنین نوجوانی یعنی زیر بیست سالگی را بسیار پرخطر می‌دانند، حتی گاه ازدواج در سنین بالاتر از این سن را هم به صلاح نمی‌دانند. آنان معتقدند فردی آماده ازدواج است که بلوغ‌های چندگانه (عاطفی، عقلی و اجتماعی) را پشت‌سر گذاشته باشد، به خودآگاهی و شناخت درستی از خویش دست یافته، اولویت‌هایش را تعیین کرده و به دور از هیجانات موقت و کاذب دست به انتخاب بزند و... .

راه‌حل :
اگر همین حالا در موقعیت انتخاب مورد ازدواج‌تان هستید بهترین کار این است که خود را محک بزنید و ملاک‌هایتان را بررسی کنید و چند باره این پرسش‌ها را از خود بپرسید: آیا زمان ازدواج‌تان فرارسیده است؟ آیا آمادگی پذیرش مسئولیت‌های زندگی مشترک را دارید؟ آیا این فرد مطابق با ملاک‌های شما و خانواده‌تان است؟ آیا می‌تواند در پیش بردن اهداف‌تان به شما کمک کند یا نه؟ و... .

10 - بحران‌های روحی و عاطفی
«فکر کنم با ازدواج اوضاع روحی‌ام بهتر شود»، «دوای درد من ازدواج است»، «اگر ازدواج کنم تمام مشکلاتم حل می‌شود» و... .
اظهارات فوق، گفته‌های افرادی است که دچار «شکست عاطفی» شده‌ و تصور می‌کنند با ازدواج می‌توانند از شرایط و احوالات نابسامان و بد خود رها شوند. نجات از بحران روحی با ازدواج، صرفا تصوری اشتباه و نادرست است که می‌تواند مصداق حقیقت «از چاله به چاه افتادن» باشد.

راه‌حل :
برای نجات از بحران عاطفی و افسردگی‌های طولانی‌مدت با یک روان شناس مشورت کنید. ایشان با ارائه راهکارهایی تخصصی یاری‌تان می‌کند تا با افکار منفی و پریشان‌کننده خود مواجه شوید، هیجاناتتان را بشناسید و در نهایت با فراگیری و به‌کارگیری روش‌های سودمند،برای حل مشکلات روحی و عاطفی گام بردارید
منبع : چهاردیواری، جام جم


موضوعات مرتبط: زناشویی , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


این شهرها تا یک قرن دیگر نابود خواهند شد
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:37 | بازدید : 237 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 همه این شهرها تا 100 سال آینده به دلایل گوناگونی نابود خواهند شد. بعضی هایشان غرق می شوند، تعدادی دیگر متروک و برخی دیگر از این شهرها را زلزله با خاک یکسان خواهد کرد اما با وجود این همه خطرات مرگبار هنوز هم افراد زیادی در این شهرها زندگی می کنند.

تهدید تپه های شنی

 وقتی تپه های شنی در زمین های حاصلخیز به وجود می آیند، مطمئنا خطر بزرگی این زمین ها را تهدید می کند. شهر تیمبوکتو در جنوب آفریقا در معرض چنین خطر بزرگی قرار دارد.

این شهر هزار ساله، یکی از جاذبه های گردشگری در مالی به شمار می رود. سواحل زیبا، صخره های زمردی و بناهای تاریخی تیمبوکتو بسیار مشهور است. امروزه بخش هایی از این شهر به زیر خاک رفته و مقامات در تلاشند تا دوباره این نقطه از جهان را آباد کنند.

شهری که دارد غرق می شود

 

   بانکوک، پایتخت تایلند در معرض خطر نابودی قرار دارد، این شهر در حال غرق شدن است زیرا سطح دریا نسبت به شهر در حال بالا آمدن است. این مسئله باعث شده که پایه های ساختمان های شهر در حال تبدیل شدن به گل و لای باشد.

بالا آمدن سطح آب دریا، مشکل اساسی این شهر به شمار می رود و گفته می شود تا 100 سال آینده، خیابان های این شهر تبدیل به کانال آب می شود. اگرچه دانشمندان بارها و بارها در این باره هشدار داده اند اما مقامات دولتی هیچ اقدامی انجام نمی دهند.

شهر ارواح

 

این روزها جمعیت شهر دیترویت روز به روز در حال کاهش است و اگر این روند ادامه داشته باشد، تا سال 2100 این شهر تبدیل به یک متروکه می شود. علت اصلی مهاجرت از این شهر، مشکلات اقتصادی بیان شده است. صنایع خودروسازی این شهر ورشکست شده و به همین دلیل کارگران از این شهر مهاجرت می کنند.

سال 1950، دیترویت یک میلیون و 850 هزار نفر جمعیت داشت اما امروز این تعداد به 701 هزار نفر رسیده است.

سال 2013 شهرداری دیترویت دچار ورشکستگی شد که تا آن زمان در طول تاریخ آمریکا سابقه نداشت. نرخ بیکاری در این شهر 33.1 درصد است و یک سوم مردم شهر زیر خط فقر زندگی می کنند.

قسمت هایی از شهر دیترویت اکنون تبدیل به محل های متروکه و بخش های دیگر تبدیل به جنگل شده است.

شهر دیترویت بالاترین آمار جرم و جنایت را در آمریکا دارد و سال 2012 از هر 100 هزار نفر، 53 نفر مرتکب قتل می شدند، یعنی 10 برابر بیشتر از آمار چهار سال اخیر نیویورک.

سال 2010 شهردار این شهر بخش هایی از شهر را با بولدوزر ویران کرد تا همه مردم شهر در یک منطقه خاص ساکن شوند، این تنها راهی بود که برای خدمت رسانی به شهروندان امکانپذیر بود.

ویرانی، هر 100 سال یک بار

 

 «ناپل» یکی از زیباترین مناطق ایتالیاست. جمعیت حومه ناپل 960 هزار نفر است و منطقه شهری آن تقریبا سه و نیم میلیون نفر جمعیت دارد. این جمعیت، ناپل را به یکی از پر رفت و آمدترین شهرهای مدیترانه ای تبدیل کرده است. یونسکو، ناپل را میراث جهانی معرفی کرده است اما متاسفانه با 100 سال آینده، این شهر نابود خواهد شد.

ناپل در دوران رنسانس یک مرکز فرهنگی مشهور به شمار می رفت و امروزه گردشگران بسیاری برای دیدن مکان های باستانی، کاخ کاسرتا و ویرانه های پمپئی به آنجا سفر می کنند.

به گفته دانشمندان، هر 100 سال یک بار آتشفشان وزوو در خلیج ناپل، فوران می کند. آخرین بار در سال 1944 این ویرانی رخ داد و گفته می شود تا 100 سال آینده باز هم آتشفشان وزوو فعال شود، برای همین این منطقه روی خط قرمز قرار دارد اما تاکنون هیچ یک از ساکنان آن تصمیم به نقل مکان نگرفته اند.

در خطر زلزله

 

 اکثر مردم از خطر زلزله ای که همیشه سانفرانسیسکو را تهدید می کند، مطلع هستند اما خیلی هایشان این خطر را جدی نمی گیرند. به گفته محققان دانشگاه کالیفرنیا، تا سال 2086 به احتمال 75 درصد زلزله ای با شدت هفت ریشتر یا شاید بیشتر در این شهر اتفاق می افتد و همه شهر را با خاک یکسان می کند اما آیا پس از وقوع این زلزله بازماندگان قادر خواهند بود آن را از نو بسازند؟

جمعیت سانفرانسیسکو به 900 هزار نفر می رسد و با توجه به آمارها در حال کاهش یافتن است زیرا بسیاری از ساکنان این شهر از آینده شومی که در انتظارشان است وحشت دارند.

شهر عروس ها
روزگاری شهر «ایوانوو» در روسیه، مرکز نساجی این کشور به شمار می رفت تا جایی که زن ها از سراسر روسیه برای کار در کارخانه های این شهر به آنجا نقل مکان می کردند و برای همین این شهر به «شهر عروس ها» مشهور شد. مهاجرت زن ها باعث شد تا تعادل مرد و زن در شهر به هم بخورد.

وقتی اتحاد جماهیر شوروی سابق از هم پاشید 60 درصد جمعیت این شهر می بایست با محصولاتی که خودشان پرورش می دادند شکم شان را سیر می کردند و در حقیقت مردم می بایست برای زنده ماندن خودکفا می شدند.

در این زمان، افزایش رقابت در صنعت نساجی، باعث نابودی بسیاری از این مراکز نساجی در این شهر شد و بعد از آن بود که فقر و کم شدن نرخ تولد، افزایش جنایت، اعتیاد، الکلیسم، مرگ و میر بالا و اقتصاد ضعیف باعث شد تا نسل جوان به سرعت شهر را ترک کنند و در جاهای دیگری ساکن شوند.

شهری روی دریاچه خشکیده 

در مکزیکوسیتی یکی از قدیمی ترین امپراتوری های باستان بنا شده بود و اکنون 20 نفر در این شهر پر رفت و آمد زندگی می کنند.

این شهر در قسمت بالایی پایتخت آزتک ها یعنی «تنوجچنیتلان» بنیان گذاشته شده است، در همین منطقه بود که سال 1519، کرت ها به امپراتوری آزتک ها حمله کردند.

کرت ها پس از شکست آزتک ها، به سنت قدیم اسپانیایی ها، میدانی را در مرکز شهر بنا کردند که در اطراف آن، ساختمان های مهمی قرار داشت. با این وجود، امروزه شهر در حال غرق شدن است چرا که بستر این شهر، دریاچه خشک شده ای است و همین مسئله باعث می شود تا بنیان شهر سست باشد.

به گفته مقامات دولتی، مکزیکوسیتی در سال چند سانتیمتر به زیر آب می رود و تا 60 سال آینده نزدیک به 10 متر نشست خواهد کرد.

شهری که به زیر آب می رود  

 یکی از رمانتیک ترین شهرهای جهان ونیز است که از سال های بسیار دور تاکنون در حال رفتن به زیر آب است. محققان می گویند تا 100سال آینده، سرعت زیر آب رفتن ونیز بیشتر خواهد شد و این در حالی است که خاک این شهر در حد 24 سانتیمتر در حال نشست کردن است.

آب های زیرزمینی و دریا به شدت ونیز را تحت تاثیر قرار داده اند، به عنوان مثال 100 سال پیش، در میدان سنت مارک ونیز سالانه 9 بار سیل می آمد اما اکنوندفعات جاری شدن سیل در این منطقه به 100 بار در سال رسیده است.

هر چند مسئولانشهر درتلاشندتا هر طور شده ونیز را نجات دهند اما هنوز نتیجه این کار معلومنیست. از 30 سال گذشته تاکنون، دولت ایتالیا همواره تلاش می کند تا ونیز را هر طور شده حفظ کند و به همین دلیل تاکنون میلیون ها یورو برای ساخت سیستم های دفاعی در برابر سیلاب ها هزینه شده است.

البته دراین بین کلاهبرداری های کلانی صورت گرفته است به طوری که در ماه ژوئن سال گذشته، شهردار ونیز به همراه چند نفر دیگر از مقامات بلندپایه به خاطر فساد مالی در این پروژه دستگیر شدند.

به نظر متخصصان برای حفاظت از ونیز باید میزان سطح خاک این شهر را افزایش داد تا از آثار هنری و باستانی آن محافظت شود.

یک متر زیر آب 

شهر «بانجول» در گامبیا، شهری کم جمعیت در غرب آفریقاست که در 100 سال آینده به دلیل بالا رفتن آب اقیانوس ها و فرسایش، نابود خواهد شد.

شهر بانجول به دلیل تغییرات آب و هوایی، در معرض خطر یک متر زیر آب رفتن قرار دارد که اگر این اتفاق بیفتد، همه مکان های مسکونی آن دچار فرسایش می شوند و بیش از نیمی از جنگل های کشور و مزارع برنج نابودخواهد شد. به گفته متخصصان، کاهش تولید برنج، فاجعه بزرگی به وجود خواهد آورد که پیامدهایی همچون قحطی، سیل و توفان به همراه خواهد داشت و در مجموع به شدت اقتصاد این شهر را در هم می شکند. برای همین مقامات مسئول در تلاشند سدهای دفاعی ساحل را ارتقا دهند تا شاید این شهر نجات یابد.

منبع:مجله همشهری سرنخ

 

 

 


موضوعات مرتبط: گردشگری , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیزاری از شغلتان، شما را بیمار می کند
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:36 | بازدید : 195 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شغل شما چیست؟ مهندس، کارمند، کارگر، مسئول بایگانی یک اداره یا فروشنده یک فروشگاه بزرگ؟ شغلتان را دوست دارید؟ هر روز صبح با علاقه و انگیزه از رختخواب بلند می شوید تا سر کار بروید یا برعکس با هزار سختی رهسپار محل کارتان می شوید و طی روز هم مدام چشم به ساعت دوخته اید تا ساعت کاری تمام شود و به خانه بروید؟

اگر جزو گروه دوم هستید و نه تنها کارتان را دوست ندارید و از آن لذت نمی برید بلکه برایتان آزاردهنده نیز هست، باید بدانید و آگاه باشید که سلامت جسم و روان تان در خطر است و باید هر چه زودتر فکری کنید.

 

فقط نداشته ها را نبینید
دوست داشتن یک مسئله کاملا ذهنی است و از نگرش ما نسبت به یک چیز ناشی می شود. وقتی ما کارمان را دوست نداریم و حتی از شغل مان بدمان می آید، دلیلش چیزی نیست جز اینکه بیشتر به جنبه های منفی حرفه خود توجه می کنیم و آنها در نظرمان مهم هستند.

گاهی حتی این نکات منفی را بسیار مهمتر و بزرگتر از آنچه هستند در نظر می گیریم. هنگامی که به هر دلیلی احساس اجبار در کاری می کنیم، همین حس اجبار باعث ایجاد مقاومت در برابر آن می شود و همین امر کار را برای ما سخت تر می کند.

اگر واقعا کارتان را دوست ندارید باید به فکر چاره باشید. در وهله نخست شرایط را بسنجید؛ آیا در آینده امکان پرداختن به کار دیگری که بیشتر دوستش داشته باشید وجود دارد؟ اگر چنین است پس راحت تر می توانید با کار فعلی تان کنار بیایید.

به طور مثال اگر هم اکنون در یک اداره کارمند رده پایین هستید اما همیشه دوست داشته اید معلم باشید و در عین حال به کلاس های زبان انگلیسی می روید، بعد از اتمام دوره های زبان شاید بتوانید به عنوان معلم کار خود را در این رشته که دوستش دارید، شروع کنید. حتی ممکن است به صورت پاره وقت این کار را پیش بگیرید و تا مدتی کار فعلی تان را هم حفظ کنید.

شاید بگویید شغلی را دوست ندارید اما باید خرج خانه و زندگی را بدهیدتو اصلا امکان تغییر شغل بعد از این همه مدت را ندارید پس باید واقع بین باشید و به جای آزار خودتان شرایط را بپذیرید و به جای غر زدن سعی کنید نکات مثبت کارتان را بیابید و حتی خوب است یک فهرست از نکات مثبت و منفی کارتان تهیه کنید. حالا آنها را کنار هم بگذارید، احتمالا در این فهرست نکاتی که باعث دلگرمی شما بشوند پیدا خواهید کرد، حتی اگر یکی از این نکات داشتن همکاران خوب یا درآمدی که چرخ زندگی تان را می چرخاند، باشد؛ پس به جای اینکه تمام مدت به آنچه از نظر شما معایب حرفه تان است تمرکز کنید، نکات مثبت کارتان را در نظر بگیرید.

یادمان باشد رضایت از درون ما نشأت می گیرد و یک حس درونی است. ما باید درون خودمان این احساس را داشته باشیم وگرنه بهانه هایی که به صورت مقطعی ما را خوشحال می کنند و باعث رضایت خاطرمان می شوند زودگذر هستند.

به طور مثال ممکن است یک ارتقای شغلی باعث شود چند ساعت یا حتی چند روز شاد و راضی باشیم اما خیلی زود این ارتقا برایمان عادی می شود و دیگر نمی توانیم با تکیه بر آن شاد باشیم. بنابراین رضایت و شادی را باید درونمان ایجاد کنیم و این امر محقق نمی شود مگر با تغییر نگرشمان نسبت به زندگی.

خودتان را بشناسید
بسیاری از افراد علایق و توانمندی های خود را نمی شناسند. اگر شما علاقه ها و توانمندی های خود را بشناسید و به آنها توجه کنید به طور حتم می توانید زندگی لذتبخش تری داشته باشید. با شناخت علایق تان می توانید در اوقات فراغت به کارهایی که دوست دارید بپردازید و به این ترتیب زندگی تان از یکنواختی و کسالت درمی آید. به این ترتیب بخشی از روز را به کارهایی که دوست دارید خواهید پرداخت و کمتر از اینکه حرفه تان را دوست نداریدآزار خواهید دید.

حتی گاهی می توانید با تکیه بر این شناخت ها و تقویت توانمندی های خود راه جدیدی در حرفه تان بیابید که کارتان را هم برایتان خوشایندتر خواهد کرد.

خداحافظی با پیشرفت شغلی
کسانی که کارشان را دوست ندارند و از آن بدتر از کارشان بدشان می آید، نه تنهاس لامت روانی بلکه سلامت جسمی شان هم به خطر می افتد چرا که همانطور که همه می دانیم روان و جسم ارتباط تنگاتنگی دارند و مشکلات هر یک بر دیگری هم اثر می گذارد.

وقتی روان شما همیشه در معرض فشار است، جسم تان نیز به مرور زمان آسیب خواهد دید. دردهای روانی جسمی که این روزها خیلی ها با آنها دست به گریبان هستند از جمله این دردهای جسمی است که ریشه روانی دارد.

از سوی دیگر، این افراد به دلیل اینکه شغل شان را دوست ندارند ممکن است نتوانند با همکاران خود رابطه خوبی برقرار کنند و چون مدام تحت فشار هستند، ممکن است در برقراری روابط موثر و سالم با سایر افراد هم ناتوان باشند و دیگران آنها را به عنوان افراد عصبی منفی باف، پرتوقع و ایرادگیر بشناسند.

این افراد همچنین شانس کمتری برای پیشرفت و ارتقای شغلی خود خواهند داشت چون واضح است فردی که انگیزه و علاقه لازم را برای انجام دادن کاری ندارد، نمی تواند در آن رشته چندان موفق باشد و همین امر ممکن است برسرخوردگی و ناکامی او بیفزاید.

منبع:هفته نامه زندگی مثبت


موضوعات مرتبط: روانشناسی , برای زندگی بهتر , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


طرز تهیه میرزا کدو
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:34 | بازدید : 191 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

میرزا کدو یک نوع میرزا قاسمی می باشد که به جای بادمجان از کدو برای طبخ آن استفاده می شود.

مواد لازم :

 کدو سبز 500 گرم
 تخم مرغ  2 عدد
 سیر 1 بوته
روغن  به مقدار لازم
رب گوجه فرنگی 1 قاشق غذاخوری
زردچوبه 1 قاشق چایخوری
نمک و فلفل به مقدار لازم

 

طرز تهیه :
ابتدا کدوها را خوب شسته، سپس لایه بسیار نازکی از پوست آنها را گرفته و به صورت درشت رنده می‌کنیم. سیرها را پوست گرفته، آنها را کوبیده و در روغن فراوان و با حرارت بسیار کم تفت می‌دهیم. پس از آن سیرها را از روغن خارج کرده و درون ظرف می‌ریزیم.

تخم‌مرغ ها را نیز جداگانه شکسته و پس از مخلوط کردن داخل روغن انداخته و سرخ می‌کنیم. درون باقیمانده روغن، کدوهای رنده شده را سرخ کرده و مدام هم می زنیم تا ته نگیرد. دقت نمایید کدو را زیاد سرخ نکنید. در مرحله آخر رب گوجه فرنگی و سیر و تخم‌مرغ را همراه نمک، فلفل و زردچوبه به کدوها اضافه می‌کنیم.

 

منبع : groohashpazi.blogfa.com



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هرآنچه لازم است درباره بیلیارد و اسنوکر بدانید
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:31 | بازدید : 147 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

هرآنچه لازم است درباره بیلیارد و اسنوکر بدانید
خوب به رنگ ها نگاه کنید، نخستین چیز که باید درباره بیلیارد بدانید این است که این بازی برخلاف بازی های توپی دیگر دارای توپ های زیادی است. بیلیارد از قدیم به عنوان ورزش مرفهین مطرح بوده ولی چند سالی است که این ورزش در ایران به صورت همگانی درآمده و حالا خبر از المپیکی شدن این رشته در المپیک 2020 توکیو به گوش می رسد.

نورپردازی برای بیلیارد
بهترین نور برای میز بلیارد نور فلورسنت است. در مقایسه با لامپ های نئون قدیمی نور فلورسنت برای چشم بهتر و نیز از نظر اقتصادی باصرفه تر است زیرا دوام آن بیشتر است. تولیدکنندگان اکنون نور لامپ های فلورسنت را به جای لامپ های قدیمی پیشنهاد می کنند، به خاطر اینکه از ایجاد سایه توپ به خصوص در نزدیکی ریل کوتاه جلوگیری می شود.
نور بلیارد باید در طول میز امتداد داشته باشد. این نور در دید واضح تر توپ ها و گوشه ها موثر است.

 

پوشش میز بیلیارد و توپ ها
روزگاری پارچه بیلیارد به طور معمول از جنس نمد بود اما امروزه این پوشش از جنس پشم شیشه یا پشم معمولی و یا مخلوط (پشم و نایلون) است. اگرچه می توانید میز خود را در هر رنگی که می خواهید خریداری کنید اما باید رنگی را انتخاب کنید که چشم را نزند. رنگ قرمز، ارغوانی و امثال اینها ممکن است در یک نگاه زیبا به نظر برسند اما خستگی چشم خیلی زود حادث می شود.


توپ بلیارد
زمانی توپ ها می بایست از عاج، ترکیبات دیگر و خاک رس ساخته می شدند اما امروزه جایگزین های پایدارتری دارند. توپ های آسیایی از رزین های پلی استری ساخته می شوند و این باعث می شود که برای تولید ارزان تر باشند.

 

چوب بلیارد
طول استاندارد یک چوب بیلیارد یک متر و 47 سانتیمتر است.
چوب بیلیارد شامل نوک، بدنه و دسته است.
نوک: قسمتی که مقداری سفید و با طولی تقریبا برابر 1.27 سانتیمتر است و یک قسمت کائوچویی در نوک.
بدنه: قسمتی صاف و صیقلی، کم پهنا و بلند است در میانه.
دسته: پرپهناترین قسمت که به صورت مخروطی به طرف میانه و نوک پیش می رود.
وزن: معمولی ترین وزن برای چوب بیلیارد 510 تا 595 گرم است.


میز
یک میز بیلیارد تقریبا برابر 137.155 سانتیمتر عرض و 274.23 سانتیمتر طول دارد و معمولا یک رویه سبز مخملی از جنس پلی استر و پشم روی آن را پوشانده و دارای 6 کیسه است که 4 تای آنها در گوشه ها و دوتای آنها در طرفین میز قرار گرفته اند.


راک
یک شیء سه گوش است که بازیکن از آن برای مرتب کردن توپ ها استفاده می کند. تمام توپ ها در راک قرار می گیرند.

گچ
وسیله دیگری که در طول بازی از آن استفاده می شود، گچ است. ما گچ را به نوک کائوچویی چوب خود می مالیم تا به ما کمک کند که چوب در زمان ضربه زدن به توپ بهتر بچسبد.


اصطلاحات رایج در بیلیارد
شما باید اصطلاحاتی که در این بازی به کار می رود را به خاطر بسپارید، زیرا این اصطلاحات در طول بازی زیاد به کار می روند.
Cue Ball (پیتوک): یک توپ سفید بدون شماره است که شما در بازی فقط حق ضربه زدن به این توپ را دارید.
Object Ball (توپ هدف): اولین توپی که در طول بازی، پیتوک به آن ضربه می زند.
Break: ضربه ای است که در ابتدای بازی زده می شود. وقتی بازی شروع می شود، بازیکنی که از قبل تعیین شده به وسیله پیتوک اولین ضربه بازی را به سوی توپ های مرتب شده می زند و به این ترتیب بازی شروع می شود. به این عمل Break می گویند.


Pocketing a ball: وقتی یک توپ داخل پاکت برود به این عمل Sinking نیز گفته می شود.
Scratch: هنگامی که شما هرگز نمی توانید پیتوک یا توپ طرف مخالف را در پاکت کنید، در غیر اینصورت شما Scratch می گیرید و جریمه می شوید.
Frozen: وقتی که توپ هدف به توپ دیگری یا به دیواره میز چسبیده باشد. ضربه زدن به این توپ مقداری دشوار است.


Position Play: موقعیت بازی، سرعت لازم برای ضربه زدن، چرخش لازم و استراتژی بازی (به کدام توپ و از کجا ضربه بزنیم که بهترین موقعیت را برای ما فراهم کند.)
Banking a shot: زمانی که شما به پیتوک ضربه بزنید و پیتوک شما به توپ هدف و توپ هدف به دیواره میز برخورد کند و داخل یکی از پاکت ها برود. به این معناست که شما یا خیلی خوب بازی می کنید و یا خیلی خوش شانس هستید.
Combination: این در زمانی صورت می گیرد که ما به پیتوک ضربه بزنیم و پیتوک به یکی از توپ های خودمان و آن توپ به توپ هدف ضربه بزند و آن را هدایت کند.


نحوه ایستادن و ضربه زدن به توپ
یکی از مهمترین موارد کلیدی در یک اجرای شایسته نحوه قرار دادن پاها به ویژه پای عقب است. پای عقب برای بازیکنان راست دست، پای راست؛ و برای بازیکنان چپ دست، پای چپ است.
اگر پای عقب شما خیلی نزدیک به میز باشد، بدن شما دچار گرفتگی عضلانی می شود و نمی توانید چوب تان را آزادانه حرکت دهید. در نیتجه قادر به اعمال شایسته ضربه مورد نظر نخواهید بود. اگر پای شما خیلی عقب باشد، بدن تان خیلی به سمت جلو خم می شود و در وضعیت نافرمی قرار می گیرید و حرکت چوب تان محدود می شود.

بیلیارد به توکیو رسید
تاریخچه بازی بیلیارد
تاریخچه بازی بیلیارد مفصل و بسیار غنی است. این بازی توسط پادشاهان، افراد عادی، روسا، بیماران روحی، بانوان، آقایان و قهرمانان به طور یکسان انجام می شده است.
تا قرن پانزدهم این بازی مدتی در اروپای شمالی و گجویا در فرانسه بر روی چمن مانند بازی کروکت (نوعی بازی با گوی و حلقه) انجام می شده است. بعد از مدتی این بازی به مکان های سربسته بر روی میز پوشیده از پارچه سبز که شبیه به چمن بوده تغییر مکان یافته و در اطراف لبه های این میز حاشیه ای ساده قرار گرفته بود. توپ ها به جای اینکه توسط چوب های سفت و محکم که به آن چماق می گفتند ضربه زده شوند، هل داده می شدند.
عبارت بیلیارد از زبان فرانسه از کلمه بیلارت به معنی یک نوع چوب سفت و محکم و هم از کلمه بایل به معنی یک نوع توپ گرفته شده است.


در ابتدای بازی با تو توپ بر روی یک میز شش حفره ای با یک حلقه شبیه به حلقه بازی کروکت و یک چوب عمود که به عنوان سپر بود، انجام می شد. تا قرن هجدهم به تدریج حلقه و سپر ناپدید شدند و تنها حفره ها و توپ ها باقی ماندند. قبل از سال 1800 این بازی به عنوان بیلیارد اعیان زادگان شناخته می شد اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مردم با حرفه ها و مشاغل مختلف از آغاز، این بازی را انجام می دادند.


در سال 1600 مردم آشنایی کافی با این بازی پیدا کردند، به طوری که شکسپیر در کتاب آنتونی و کلئوپاترا به آن اشاره کرده بود. در اواخر سال 1600 چوب بیلیارد ساخته شد. وقتی توپ در کنار یک باند قرار می گرفت، برای ضربه زدن به توپ از چماق به خاطر نوک بزرگش به سختی می شد استفاده کرد، به همین دلیل بازیکنان چماق را وارونه گرفته و از دسته اش برای ضربه زدن به توپ استفاده می کردند. به دسته «دم» به معنی «دنباله» می گفتند که واژه چوب بیلیارد از این کلمه استخراج شده است.


در ابتدا میزها دارای دیواره های عمود و پهن در پشت باندها بودند که از افتادن توپ ها جلوگیری می کردند. تجهیزات بیلیارد به خاطر انقلاب صنعتی بعد از سال 1800 در انگلستان به سرعت توسعه پیدا کرد. گچ برای اصطکاک بیشتر بین توپ و چوب بیلیارد حتی قبل از اینکه چوب بیلیارد نوک داشته باشد استفاده می شد. در سال 1823 چرم نوک چوب بیلیارد که با آن یک بازیکن می توانست توپ را به یک سو چرخش بدهد ساخته شد.

 

میهمانان انگلیسی به مردم آمریکایی نشان دادند که چطور در بازی از حالت چرخشی استفاده می کنند و به این حالت چرخشی فقط در آمریکا و نه در جاهای دیگر اینگلیش می گفتند. در سال 1829 چوب بیلیارد دو تکه بود. حدود سال 1825 سطح میزها از تخته سنگ ساخته می شد. گودیر در سال 1839 توده کائوچو را کشف کرد و تا سال 1845 از آن برای ساخت گوشه های میز بیلیارد استفاده کرد. تا سال 1850 میز بیلیارد شکل صحیح و املی به خود گرفت.

 

قوانین بازی بیلیارد
قوانین حاکم بر بازی بیلیارد از حدود سال 1770 تا 1920 همان قوانین حاکم بر بازی بیلیارد در انگلستان بود. این بازی بر روی یک میز بزرگ به شکل مکعب مستطیل با سه توپ و شش حفره انجام می شد.
در قرن 18 اندازه استاندارد میزها دو به یک، یعنی طول دو متر و عرض یک متر بود. قبل از این ابعاد استانداردی برای ساختن میز وجود نداشت. اصول بازی بیلیارد انگلیسی به واسطه بازی اسنوکر که یک بازی پیچیده، رنگارنگ و مرکب از جنبه های دفاعی و تهاجمی بود، ادامه پیدا کرد با این تفاوت که در بازی اسنوکر از 22 توپ و در بازی بیلیارد انگلیسی از 3 توپ استفاده می شد.

 

اشتیاقی که انگلیسی ها به بازی اسنوکر داشتند همانند اشتیاق آمریکایی ها به بازی بیسبال بود. به خاطر این اشتیاق، شما می توانید هر روز شاهد رقابتی در بازی اسنوکر در انگلیس باشید. آمریکایی ها سال هاست در این رشته فعال هستند و اینکه چطور بازی بیلیارد به آمریکا آورده شده کاملا مشخص نیست. روایت ها نشان می دهد که این بازی در سال 1580 توسط یک شخص اسپانیایی به خیابان آگوستین آورده شده است اما تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که در سال 1580 هیچ اثری از این بازی وجود نداشته و بیشتر احتمال می رود که این بازی توسط مهاجران انگلیسی و هندی به آمریکا وارد شده باشد.


در سال 1700 تعدادی از قفسه سازان آمریکایی تصمیم گرفتند میزهایی هر چند کوچک برای بازی بیلیارد بسازند. با وجود این بازی بیلیارد در سرتاسر کشورهای مستعمره گسترش پیدا کرد. مشهورترین آنها بسفورد، مکانی در نیویورک بود که به دلالان سهام اختصاص داده شده بود. بازی بیلیارد آمریکایی تا سال 1870 همان بازی بیلیارد 4 توپه بود که معمولا بر روی یک میز بزرگ 11 یا 12 فوتی با چهار حفره و چهار توپ که 2 توپ آن سفید و 2 توپ دیگر قرمز بودند انجام می شد.

انواع بازی های بیلیارد
بازی Fifteen-Ball Pool (بیلیارد 15 توپه)، با 15 توپ مورد نظر که اعداد یک تا 15 بر روی توپ ها نوشته شده بود انجام می شد. بازیکن بابت هر توپی که در حفره می انداخت براساس شماره روی آن امتیاز دریافت می کرد. مجموع شماره های توپ ها در یکسری 120 بود و کسی که نصف بیشتر این مجموع را به دست می آورد (حداقل 61 امتیاز) برنده محسوب می شد. این بازی که به آن «بیلیارد 61» می گفتند، در اولین مسابقات قهرمانی آمریکا در سال 1878 به کار برده شد و یک فرد کانادایی به نام سیریل داین قهرمان این مسابقات شد.


در سال 1888 به این نتیجه رسیدند که عادلانه تر است امتیازها را براساس تعداد توپ هایی که به داخل حفره می اندازند حساب کنند نه براساس شماره ای که بر روی توپ نوشته شده است. بنابراین Continuous Pool (بیلیارد پیوسته) به عنوان یک بازی قهرمانی، جایگزین بازی 15 توپه شد. بازیکنی که آخرین توپ یک مجموعه را به داخل حفره بیندازد می تواند مجموعه بعدی را برای بازی شورع کند و جمع امتیازاتش به طور پیوسته از یک مجموعه به مجموعه دیگر ثبت می شود.


اندکی بعد در سال 1890 بازی Eight Ball و به دنبال آن در سال 1910 بازی Straight Pool ابداع شد. حدود سال 1920 بازی Nine Ball اتبداع شد. از سال 1878 تا 1956 مسابقات قهرمانی بیلیارد به طور سالیانه برگزار می شد و بقیه ماه های باقیمانده حریفان یک به یک به مبارزه با یکدیگر می پرداختند. تا مدت ها واژه بیلیارد به تمام بازی هایی که بر روی یک میز با حفره یا بدون حفره انجام می شد، نسبت داده می شد. بعضی ها از بیلیارد فقط برداشت بازی های کاروم را داشتند و از Pool برای بازی های حفره دار استفاده می کردند.

 

وقوع جنگ های جهانی اندکی این بازی را از رونق انداخت اما با دو واقعه مهیج که یکی در سال 1961 و دیگری در سال 1986 به وقوع پیوست، دوباره بیلیارد احیا شد. اولین واقعه، آزادی سینما بود. مثلا فیلم قهرمان براساس سرگذشت والترتیویز، فیلمی سفید و سیاه که زندگی سیاه یک قهرمان بازی را با بازیگری پل نیومن در نقش قهرمان داستان به تصویر کشیده شده بود. صدای به هم خوردن توپ ها باعث شد که مردم به فکر بازی مهیج بیلیارد بیفتند.


اصول بازی اسنوکر که به المپیک رسید
اسنوکر یک بازی با چوب است که بر روی میز بزرگی که با ماده ای از جنس فلانل پوشیده شده و دارای شش سوراخ است بازی می شود. این سوراخ ها در چهار گوشه میز و دو سوراخ در وسط کناره میز قرار دارند.
این بازی بر روی میزی با اندازه 12 در 6 فوت (معادل 3.7 در 1.8 متر) انجام می شود. البته میزهای این بازی در اندازه های مختلفی تولید می شود. معمولا درازای میز دو برابر پهنای آن است.


توپ های اسنوکر
این بازی شامل 21 توپ است. 15 توپ قرمزرنگ، یک توپ مشکی، یک توپ صورتی، یک توپ آبی، یک توپ قهوه ای، یک توپ سبز و یک توپ زرد. هر توپ قرمز یک امتیاز دارد سایر توپ ها به ترتیب: توپ مشکی 7، توپ صورتی 6، توپ آبی 5، توپ قهوه ای 4، توپ سبز 3 و توپ زرد 2 امتیاز دارند.
در ایران به توپ ها یا گوی های این بازی شار اطلاق می شد. داور در ابتدای بازی توپ ها را می چیند. در قوانین نسخه انگلیسی این بازی هر بازیکن پس از زدن هر توپ قرمز، مجاز به زدن یک توپ رنگی خواهد بود و حداکثر امتیازی که یک بازیکن قادر به گرفتن آن است 147 است.


خطاها
خطاها برای توپ های زرد، سبز و قهوه ای چهار واحد، آبی 5، صورتی 6 و مشکی 7 واحد است. این خطاها در صورتی که بازیکن به اشتباه به آنها ضربه بزند (توسط توپ سفید، دست، چوب، رست) و همچنین بروز خطاهای دیگر در هنگام و در طول ضربه زدن به توپ های اعلام شده است. اگر توپ سفید هنگام وارد شدن ضربه به هیچ یک از توپ ها برخورد نکند فول محسوب شده و 4 امتیاز برای حریف محسوب خواهد شد.

توپ های به هم چسبیده
اگر کیوبال به توپ یا توپ هایی که نوبت بازی آنهاست بچسبد، داور باید اعلام کند توپ ها به هم چسبیده و اینکه چه توپ یا توپ هایی به کیوبال چسبیده را نشان دهد. زمانی که اعلام می شود (توپ های به هم چسبیده) ضربه زننده باید کیوبال را طوری از توپ چسبیده دور کند که آن توپ به هیچ عنوان تکان نخورد که در صورت تکان خوردن، خطاست.


اگر کیوبال به توپی که نوبت بازی آن نیست بچسبد یا نزدیک آن باشد و از داور سوال شود که آیا این توپ ها به هم چسبیده یا نه، او جواب آری یا نه را خواهد داد و بازیکن باید طوری به کیوبال ضربه بزند که آن توپ تکان نخورده و کیوبال در ضربه اول به توپ در نوبت برخورد کند.
چنانچه کیوبال هم به توپ در نوبت و هم به توپ خارج از نوبت بچسبند، داور فقط به توپ در نوبت اشاره خواهد کرد و اگر ضربه زننده از داور سوال کند که آیا کیوبال به توپ خارج از نوبت هم چسبیده یا نه، او باید جواب بدهد. اگر داور متقاعد شود که حرکت توپ چسبیده به کیوبال بدون دخالت ضربه زننده است، نباید اعلام خطا کند.


جریمه هایی که با ارزش 7 امتیازی محاسبه می شوند
* استفاده کردن از هر توپی خارج از میز برای هر منظوری
* استفاده کردن از هر وسیله برای اندازه گیری فاصله ها و دهانه پاکت ها
* پس از پاکت کردن توپ قرمز یا توپ آزاد به جای قرمز دوباره با توپ قرمز بازی شود.
* به جز توپ سفید با هر توپی به جای کیوبال بازی شود.
* زمانی که داور توپ انتخابی بازیکن را سوال می کند بازیکن جواب ندهد.
* پس از پاکت کردن توپ قرمز یا توپ آزاد به جای قرمز و قبل از انتخاب توپ رنگی مرتکب خطا شود.

 

بازی مجدد
چنانچه بازیکنی به دلیل ارتکاب خطای حریف از او بخواهد که دوباره بازی کند، این درخواست قابل اجراست و نمی توان از آن چشم پوشی کرد ما بازیکن خاطی حق دارد تصمیم خود را عوض کند که:
1- از چه نوع ضربه ای استفاده کند.
2- کدام توپ در نوبت را برای ضربه زدن انتخاب کند و آن بازیکن در صورت پاکت کردن هر توپ با شرایط بالا امتیاز مربوطه را کسب خواهد کرد.

منبع : هفته نامه تماشاگر

برترین ها


موضوعات مرتبط: سرگرمی , داستانهای خواندنی , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چگونه با رایانه شخصی خود فایل‌های GIF تولید کنیم؟
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:29 | بازدید : 240 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

بیشتر کاربران رایانه با فایل‌هایی با فرمت GIF سروکار داشته‌اند. فایل‌های کم حجمی که تا چند ثانیه تصویر متحرک بدون صدا را برای شما نمایش می‌دهند و از اجزای تشکیل‌دهنده بیشتر صفحات وب به‌شمار می‌آیند. این اسم مخفف Graphics Interchange Format یا فرمت تبادل گرافیکی بوده و سازندگانش آن را GIF می‌خوانند.

 

شرکت CompuServe این فرمت را اولین بار سال 1987 معرفی کرد. از آن زمان تاکنون این فرمت فایل که بر مبنای تصاویر bitmap است، به‌دلیل توانایی‌های قابل توجه مانند فشرده‌سازی بدون از دست‌رفتن کیفیت فایل، پشتیبانی انواع برنامه‌ها از آن و قابلیت انتقال بالا به‌دلیل حجم کم، مورد استفاده روزافزون در فضای اینترنت قرار گرفته است.

استفاده از این فرمت به شما این امکان را می‌دهد یک تصویر متحرک یا حتی یک ویدئو کلیپ کوتاه را در یک پست یا صفحه وب قرار دهید. به‌ این‌ ترتیب با حجم انتقال داده پایین، قابلیت انتقال محتوای قابل توجهی را در اختیار خواهید داشت. برخی صاحب‌نظران شبکه‌های اجتماعی اعتقاد دارند استفاده گسترده‌تر از این نوع فایل برای تبادل تصاویر متحرک کوتاه در مکالمات روزمره و میان کاربران دنیای مجازی، فصل تازه‌ای را در استفاده از این فرمت ایجاد کرده است. در ادامه به شما نشان می‌دهیم چطور می‌توانید با استفاده از رایانه شخصی و سرویس‌های آنلاین رایگان، براحتی هر تصویری را به این فرمت تبدیل کنید، زیرا ممکن است هر قدر هم جستجو کنید، آنچه را دنبالش هستید، پیدا نکنید.

 

گام اول: قدم اول، مسلما دانلود کلیپی است که می‌خواهید به GIF تبدیل کنید. برای این کار بهتر است سراغ سایت‌های اشتراک‌گذاری ویدئو بروید. البته بیشتر این سایت‌ها اجازه دانلود ویدئوها را به شما نمی‌دهند و باید دست به دامان افزونه‌های مختلف برای دانلود شوید.

 

گام دوم: حالا نوبت برش زدن کلیپ به اندازه مورد نظر است تا تبدیل و کار کردن با آن ساده‌تر باشد. پیشنهاد ما استفاده از Free Video Cutter به‌عنوان یک راه‌حل ساده و بدون هزینه است.

 

گام سوم: حال که کار آماده کردن فایل ویدئویی به پایان رسیده، وقت آن است که فایل GIF را درست کنیم. برای این کار در نرم‌افزار Adobe Photoshop CC ویدئوی مورد نظر را بالا می‌آوریم. برای انجام این کار در نوار ابزار به File»Import»Video Frames to Layers بروید.

 

گام چهارم: فتوشاپ به شما یک صفحه تعاملی نمایش خواهد داد که در آن قادر هستید درصورتی‌که تاکنون طول فایل ویدئو را به اندازه مورد نظر برش نداده‌اید، این کار را انجام دهید. در ضمن کاربر می‌تواند تعداد فریم‌های استفاده شده برای ایجاد فایل GIF را نیز کنترل کند. این کار کمک می‌کند کاربران بتوانند اندازه فایل را مدیریت کنند. البته با ایجاد این محدودیت، تصویر متحرک ایجاد شده پیوستگی کمتری خواهد داشت.

 

گام پنجم: پس از انجام فرآیند تبدیل، ویدئوی شما باید به تعداد زیادی لایه در فتوشاپ تبدیل شده باشد. حال در نوار ابزار بالای صفحه به آدرس File»Save for Web بروید.

 

گام ششم: در پنجره‌ای که باز می‌شود، تنظیمات متعددی وجود دارد. در اینجا می‌توانید با استفاده از سه تنظیم زیر، اندازه فایل خود را که باید کمتر از دو مگابایت باشد، تنظیم کنید.

Dimensions : این قابلیت به اندازه فایل به‌عنوان مجموعه‌ای از تصاویر ثابت مربوط است که پایین‌آوردن آن، گزینه اندازه فایل را به‌صورت قابل توجهی پایین خواهد آورد. درصورتی‌که قصد تولید فایل GIF با کیفیت 1080p را ندارید، این اولین گزینه شما خواهد بود.

 

Dither : این گزینه کیفیت تصویر را کم و زیاد می‌کند. هر چه عدد این گزینه بالاتر باشد، ویدئوی GIF شما ظاهر بهتری خواهد داشت. گرچه اندازه فایل نیز به همان نسبت افزایش می‌یابد.

 

Lossy : این گزینه اما برای کاهش حجم، کیفیت تصویر را کاهش می‌دهد. یافتن توازنی مناسب نکته اساسی است.

 

گام هفتم: روی دکمه Save کلیک کنید، فایل شما آماده است.

 

روش ساده‌تر و مجانی
بسیاری از کاربران، نرم‌افزار فتوشاپ را روی سیستم خود ندارند، یا خواهان چنین نرم‌افزار پیچیده‌ای برای ویرایش عکس‌های خود نیستند. خوشبختانه، یک راه‌حل ساده‌تر و رایگان به نام GIFfing Tool وجود دارد. آن را دانلود، نصب و اجرا کنید.

 

گام اول: با باز کردن برنامه GIFfing Tool، راه‌های بسیاری برای ضبط ویدئو خواهید داشت. همچنین می‌توانید فایل‌های GIF را باز و آنها را ویرایش کنید.

 

گام دوم: با انتخاب این گزینه، با باز کردن ویدئو در یوتیوب، یک قاب در تصویر ویدئوی نمایش داده پدیدار می‌شود و می‌توانید ده ثانیه از تصویر موجود در آن را ضبط کنید.

 

گام سوم: پس از انجام این کار، یک پنجره جدید ویرایش فایل نمایش داده می‌شود که تصویر ضبط شده را در خود دارد. اولین کاری که ممکن است بخواهید انجام دهید، تنظیم طول ویدئوی GIF ایجاد شده با استفاده از نوارهای بالای پنجره است.

 

گام چهارم: پس از این، تنها کاری که باقی می‌ماند کاهش حجم فایل به‌وسیله کاهش اندازه تصویر و کیفیت است تا مطمئن شوید فایل شما زیادی بزرگ نیست. البته توانایی‌های این برنامه به همین‌جا ختم نمی‌شود، می‌توانید درصورتی‌که بخواهید متن را به تصاویر اضافه کرده، افکت گذاشته یا آن را crop کنید.

 

گام پنجم: هنگامی که کارتان به پایان رسید، روی دکمه Save کلیک کنید تا فایل GIF شما ایجاد شود.
منبع:jamejamonline.ir



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


حكایت گله از همسر ناسازگار
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:27 | بازدید : 155 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

با كاروان یاران به سوى دمشق رهسپار شدیم. به خاطر موضوعى از آنها ملول و دلتنگ شدم. تنها سر به بیابان بیت المقدس نهادم و با حیوانات بیابان مانوس شدم. سرانجام در آنجا به دست فرنگیان اسیر گشتم. آنها مرا به طرابلس (یكى از شهرهاى شام) بردند و در آنجا در خندقى همراه یهودیان به كار كردن با گل گماشتند. تا اینكه روزى یكى از رؤساى عرب كه با من سابقه اى داشت از آنجا گذر كرد، مرا دید و شناخت.

پرسید: اى فلان كس! چرا به اینجا آمده اى؟ این چه حال پریشانى است كه در تو مى نگرم؟


گفتم : چه گویم كه گفتنى نیست.

 

همى گریختم از مردمان به كوه و به دشت
كه از خداى نبودم به آدمى پرداخت
قیاس كن كه چه حالم بود در این ساعت
كه در طویله نامردمم بباید ساخت
پاى در زنجیر پیش دوستان
به كه با بیگانگان در بوستان

 

دل آن سردار عرب به حالم سوخت و به من رحم كرد و ده دینار داد و مرا از اسارت فرنگیان نجات بخشید و همراه خود به شهر حلب آورد و دخترش ‍ را به همسرى من درآورد و مهریه اش را صد دینار قرار داد. پس از مدتى آن دختر بدخوى با من بناى ناسازگارى گذاشت، زبان دراز كرد و با رفتار ناهنجارش زندگى مرا بر هم زد.

 

زن بد در سراى مرد كنو
هم در این عالمست دوزخ او
زینهار از قرین بد، زنهار
وقنا ربنا عذاب النار


خلاصه اینكه: آن زن زبان سرزنش و عیبجویى گشود و همچنان مى گفت: مگر تو آن كس نیستى كه پدرم تو را از فرنگیان خرید و آزاد ساخت؟

گفتم: آرى. من آنم كه پدرت مرا با ده دینار از فرنگیان خرید و آزاد نمود، ولى به صد دینار مهریه، گرفتار تو ساخت.


شنیدم گوسفندى را بزرگى
رهانید از دهان و دست گرگى

 

شبانگه كارد بر حلق بمالید روان گوسفند از وى بنالید.


كه از چنگال گرگم در ربودى
چو دیدم عاقبت، خود گرگ بودى


منبع:حكایت هایی از سعدی


موضوعات مرتبط: سرگرمی , شهر حکایت , ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعر کودکانه دوچرخه
یک شنبه 26 بهمن 1393 ساعت 21:24 | بازدید : 183 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

                                     دوچرخه

 

خداي من! مي‌بيني؟

دوچرخه‌ام خرابه

تكيه داده به ديوار

انگاري خوابِ خوابه

چرخ دوچرخه پنچره

خراب شده، راه نمي‌ره

 

 

دوچرخه‌ام حال نداره

 

  پرنده بود و مي‌پريد

اما حالا، حال نداره

خداي من! كمك كن

حسابي بادش كنم

سوار بشم، دور بزنم

بخنده،‌ شادش كنم.

 
 

شاعر: مصطفي رحماندوست

shahrzadpress.com



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
نویسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد
تماس با ما

سلام دوستان عزیز می خواستم بهتون اطلاع بدم به لطف خدای مهربان پورتال کشکول توانست در مسابقات وبلاگ نویسی استانی رتبه ی اول را کسب کنه !!! شاد باشید و تندرست

تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان پورتال جامع کشکول و آدرس kashkoul.tk لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 469
:: کل نظرات : 3

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 129
:: باردید دیروز : 84
:: بازدید هفته : 423
:: بازدید ماه : 566
:: بازدید سال : 13276
:: بازدید کلی : 182290